Translate

پنجشنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۹۴

تقاضا از حقوق بشری های ایرانی کانادایی

تقاضا از حقوق بشری های ایرانی کانادایی
کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل امروز رسما از کانادا خواست که نقض حقوق زنان مفقود شده و کشته شده را بررسی کند . دولت هارپر در این 10 سال سعی کرده است در این مورد با سازمان ملل همکاری نکند .
خانمها نازنین افشین جم  ( محافظه کار ، لیلی پورزند - لیبرال  - افخم مردوخی ( لیبرال  ) -نسرین الماسی (  سکولارسبز -مجله شهروند - لیبرال )  فرح طاهری - اکثریت و  لیبرال - نسترن علیایی از طرفداران تحریم و سکولارها -  دکتر هایده مغیثی -  شهرزاد مجاب - شهلا غفوری ( عضو مجاهد کنگره -سابق)  میترا صفاری ) عضو هیت مدیره کنگره - سهیلا پشنگ - به کاوه شهروز جایزه برای حقوق بشر داد - دکتر ویکتوریا طهماسبی -
برای اینکه خدای نکرده ریا نشود  و فعالیت های حقوق بشری شما جهانشمول هست و سیاسی نیست در این مورد نظرتان را بیان کنید .
Afshin-Jam MacKay, Nazanin– Human Rights Activist

Moghissi, Haideh-Professor, York University
Mojab, Shahrzad-Professor, University of Toronto
Almasi, Nasrin-Journalist
Pashang, Soheila-Professor, Seneca College
Taheri, Farah-Journalist
Tahmasebi, Victoria-Professor, University of Toronto
Saffari, Mitra-Engineer, Political, Social and Peace Activist
UN human rights committee slams Canada's record on women
UN also cites failure to set up effective procedures for responding
to its criticisms
http://www.cbc.ca/news/canada/un-human-rights-committee-slams-canada-s-record-on-women-
1.3164650

UN human rights committee slams Canada's record on women
UN also cites failure to set up effective procedures for responding to its criticisms

چهارشنبه، تیر ۳۱، ۱۳۹۴

حزب لیبرال انتاریو سر مردم کلاه نگذارید



خانم کاتلین وین  و اقای رضا مریدی نماینده و وزیر لیبرال ریچموندهیل باید پاسخ بدهند چرا سر مردم تورنتو را کلاه می گذارید . امروز کاتلین وین نخست وزیر لیبرال انتاریو گفت که قصد دارند خطی را که مخصوص بازیهای فاره امریکا ( پان امریکن ) در اتوبانها درست کرده اند را پولی کنند . همین جوریش ترافیک د راین مسیر سنگین تر شده و 20 دقیقه مردم باید بیشتر توی راه باشند . یک کم اخلاق داشته باشید یک کم ماکیاولیست نباشید . مگر مردم چقدر در می اورند که باید برای ان هزینه بدهند . اتوبان 407 را که با پول مردم ساختید بعد انرا در زمان نخست وزیر قبلی لیبرال دالتون مک گینتی به بخش خصوصی فروختید با شرایط ترکمن چای ( قبلا هر کیلومتر 3 سنت بود حالا شده 12 سنت . هیچ کنترلی هم دولت روی ان ندارد. ا.توبان را هم خیلی ارزان تر فروختند گفتند نگهداریش صرف نمی کند .
این همان اتوبانی هست که می گویند مال رفسنجانی هست . البیته هیچ کس تا بحال هیچ سندی هم ارائه نکرده است .

Kathleen Wynne: HOV Lanes Could Become Toll Lanes

دوشنبه، تیر ۲۹، ۱۳۹۴

Canada opposition on Iran deal مخالفان توافق هسته ای د رکانادا چه کسانی هستند


Canada opposition on Iran deal  مخالفان توافق هسته ای د رکانادا چه کسانی هستند
با سلام  به بییندگان برنامه راه حل
سعید سلطانپور
برنامه امروز19 جولای 2015 برابر با 29 تیر 1394  را در حول توافق اتمی ایران و نگاهی در حوزه کانادا و جامعه ایرانی در کانادا خدمت شما تقدیم می کنم

Canada opposition on Iran deal مخالفان توافق هسته ای د رکانادا چه کسانی هستند


Canada opposition on Iran deal  مخالفان توافق هسته ای د رکانادا چه کسانی هستند 
سعید سلطا نپور
با سلام  به بییندگان برنامه راه حل

برنامه امروز19 جولای 2015 برابر با 29 تیر 1394  را در حول توافق اتمی ایران و نگاهی در حوزه کانادا و جامعه ایرانی در کانادا خدمت شما تقدیم می کنم

بالاخره بعداز سالها مذاکره و فراز و نشیب ها و قایم و موشک بازی های دولتهای شرکت کننده 5+1 در وین بعداز 17 روز مذاکره بدون وقفه در وین اعلام شد .
در سمت ایران از زمان تعلیق اختیاری در دوران  خاتمی تا  غنی سازی موفق در  دوران احمدی نژاد که با جنجالهای سیاسی وی  اجماع جهانی را با 7 قطعنامه به دنبا ل داشت تا زمان روحانی که با توجه به حمایت خامنه ای از وی  بدلیل مشکلات مالی ناشی از تحریم ها و مشکلات فراوان اقتصادی و فروش نفت تیم ها ی مختلفی با شیوه های متفاوتی این مذاکرات را مدیریت می کردند .
.
بنابراین انها که این توافق را جام زهر می نامند یا ظریف و کری که این را بردبرد می خوانند من معتقدم که با این توافق سایه جنگ از ایران دور شد و این توافق با هر نامی که هر کس دوست دارد روی ان بنهد ، بهتر از توافقی است که برروی ویران شهرهای ایران مانند عراق و افغانستان و سوریه انجام می شود
فراموش نکنید در این سالها  ، ، ایرانی ها با تهدیدهای نظامی هرروز ه توسط دولتهای اسراییل بویژه ناتییناهو که 100 بمب اتم بدون نظارت سازمان انرژی اتمی دارد روبرو بودند که امریکا را نیز به عملیات نظامی تحریک کرده و می کند.

این توافق تنها توافقی  در زیر فصل 7 سازمان ملل  بوده هست که یک دولتی بدون جنگ و از طریق مذاکره به برداشته شدن تحریم ها میسر شده است .


2
بر اساس قطعنامه که روز جمعه توسط امریکا به شورای امنیت داده شد . تحریم ها با اجرای توافق برداشته می شود . این در حالی است که قطعنامه تحریم های عراق حتی بعداز حمله و اشغال ان و کنترل ان توسط امریکا در سال 2013 یعنی بعداز 10 سال برداشته شد .
این یعنی امید به میلیونها ایرانی به صده هزار کارگر و به هزاران بیمار که بدلیل تحریم های بانکی و بسته شدن سوئیفت امکان سفارش مواد اولیه و دارو را نداشتند اگر چه در عمل جزو تحریم ها نبود .  این یعنی گشایش در زندگی و کار و سلامتی میلیونها ایرانی .
مگر می شود ادم بود و نگران انسانهای دیگر نبود حالا این ها هموطنان ما هستند . هیچ کشوری با تحریم سرنگون نشده است که ایران  دومی ان باشد . این دولتمردان ایرانی نبودند که از تحریم ها اسیب دیدند بلکه اقشار میلیونی مردم ایران بودند که اسیب دیدند .
این را باید در نظر داشت که ایران کشوری است روی میلیاردها نفت خوابیده است و امنیت ان برای کشورهای صنعتی از نان شب و قهوه صبح واجب تر هست نه مردم ایران .
اگر همین تجربه سیاسی جهانی را را ان زمانی که دم سفارت امریکا در سال 58 داشتیم در دورانی که  همراه با هزاران دانشجوی انقلابی مسلمان وکمونیست شعار می دادیم و فکر می کردیم سرمایه داری و امپریالیزم امریکارا شکست داده ایم ، مسلمان الان ان هزاران جوان ایرانی که بعدا در دوران سرکوب ها ی 60 ، دستگیر ،زندانی و تیرباران و یا مجبور به مهاجرت از ایران شدند ، زنده بودند .
این نگاه را اگر کسی به موضوع توافق داشته باشد ، اول ایران و جان جوانان ایرانی را لحاظ می کند .  والا ساده اندیشانه هست که فکر کنیم ایران بهشت می شو د وبیکاری ریشه کن وارزانی . و یا اینکه  ولی فقیه یک شبه  دمکرات می شود .
بسیاری از تحلیل گران سیاسی دنیا و رسانه ها از توافق به عنوان یک توافق تاریخی یاد می کنند .
اما نگاهی داشته باشیم به  نقش جریانات برانداز در کانادا  که  علیه جامعه ایرانی و مردم ایران به بهانه مبارزه با حقوق بشر در تشدید تحریم ها و تضیع حقوقی و منافع مادی با لابی اسراییل و دولت محافظه کار همکاری و همسویی کردند
3
جریاناتی مانند گروه رجوی و رضا پهلوی و رضا مریدی که به عنوان هماهنگ کننده و چهره سیاسی از طرف جامعه ایرانی در این سالها ادرس غلط به کانادایی ها دادند .
یک موضوع را باید روشن کنم . لابی اسرایل در کانادا تلاششان برای این بود که  با مخالفت  با این توافق امتیازات بیشتری برای کشورشان اسراییل بگیرند . ولی جریاناتی مانند مجاهدین رجوی و اقای رضا مریدی و نازنین افشین جم کوشیدند که برای اسراییلی ها امتیاز بگیرند این به روشنی تفاوت بین وطن دوستی و وطن فروشی را نشان می دهد .
سوالی که این طیف که خود را پشت حقوق بشر پنهان کرده اند این است
چگونه اسرایل که تامین کننده سلاح در جریان جنگ ایران و عراق تا سال 67 بود هیچگاه در این سالها نگران نقض حقوق بشر در ایران نبود .
دولت کانادا چگونه تا سال 2013 نگران نقض حقوق بشر در ایران نبودند ؟پس  نشان می دهد که مسایل سیاسی و نفتی هست .
 
درست است که لابی اسراییلی از دشمنی با جامعه ایرانی کوتاهی نکرده و نمی کنند ولی انها برای کشورشان اینکارا کردند . رضا مریدی چه پاسخی به جامعه ایرانی دارد .
رضا مریدی که در سالهای گذشته بیش از یک میلیون دلار کمک های مالی که بیشتر ان از سوی جامعه ایرانی درانتاریو تامین شده است ، با موضع گیری ضد جامعه ایرانیش میلیاردها دلار به کانادا و جامعه ایرانی ضرر زده است که به عنوان لکه سیاهی در کارنامه سیاسی نه چندان درخشان وی باقی خواهد ماند . در بی سوادی سیاسی وی همین بس که بخاطر مواضع ضد ایرانی دولت محافظه کار ، اکنون که کشورها در حال تلاش برای گسترش اقتصادی با ایران هستند ، دولت کانادا که نشانه های منفی در اقتصاد ان نیز پیدا شده است هیچ سهمی ندارد.
رضا مریدی لیبرال و هارپر محافظه کار باید به کانادایی ها پاسخ بدهند چرا روسها هواپیمای مسافربری به ایرانی بفروشند ولی شرکت هواپیمایی بمباردیر کبک  که اتفاقا چند صد نفر را بدلیل از دست دادن قراردادهایش اخراج می کند ، نباید این تجارت میلیاردی  را داشته باشد  ؟
4
اقای رضا مریدی حقوق بشری چگونه دولت هارپر در دسامبر 2014 قرارداد 10 میلیارد دلاری فروش نفربرهای زرهی به عربستان سعودی می بند ، سکوت می کند . عربستان  سعودی که نمی داند حقوق بشر را با چه : ح : می نویسند.
 جای تاسف دارد رضا مریدی که زمانی مورد تایید همه اقشار ایرانی منجمله ما بود به موازات نزدیک شدن به اسراییلی ها بعداز 2009 ،  حالا بدلیل مواضع ضد ایرانی و فرصت طلبانه  با بی اعتباری  شدیدی در جامعه ایرانی در ریچموندهیل و انتاریو روبرو هست.نمونه اخیر این
بی اعتبار  ی اعلا م موضع جاستین ترود و رهبر حزب لیبرا ل کانادا قبل از توافق هسته ایران در موردبرقراری ارتباط با ایران در صورت برنده شدن در انتخابات اکتبر کانادا هست .

یکی از بازندگان سیاسی اقتصادی این توافق هارپر و محافظه کاران بودند .
راب نیکلسون وزیر امور خارجه جدید هارپر ، با شک از توافق  و مواضع جنگ طلبانه ناتیتیاهو را تکرار کر د .   این سیاست کاسه داغتر از اش ، محافظه کاران کانادا وقتی امریکا بزرگترین حامی اسراییل انرا تایید می کند ، یکی  از نمونه های سیاست های شکست خورده و غیر واقعی معاصر و دلیل انزوای بیشتر کانادا در حوزه سیاست جهانی است .
مک گارنیر مسول سیاست خارجی تروود ی لیبرال از توافق حمایت کرد ولی از ایران بخاطر حمایت از گروه های مخالف اسراییل انتقاد کرد و
اقای ترودو باید بداند در سیاست نمی شود بین دو صندلی نشست . برای جامعه ایرانی چه تفاوت جدی بین لیبرال ها و محافظه کاران می تواند وجود  داشته باشد .
برای اقای نیکلسون و مک گارنیز نوشتم جمهوری اسلامی 34 سال است که حقوق بشر را نقض می کند اسرایل 67 سال و نیروی اشغالگر و ناقض قطعنامه های سازمان ملل هست بنابراین بجای جانبداری از اسراییل سیاست دو کشور مستقل فلسطین و اسرایل و صلح و نه به بمب اتمی در خاورمیانه را که منافع کانادا در ان هست ، اتخاذ کنید .
5
 اگر دولت هارپر و لابی اسراییل در کانادا بعداز تصویب قطعنامه در سازمان ملل در 5مورد تصویب توافق و لغو تدریجی تحریم ها همچنان همراه با لابی اسرایل بخواهند تحریم های کانادا را علیه ایران جامعه ایرانی در کانادا برندارند ، بعدا از توافق وزنه سیاسی ایران و ایرانی ها سنگین تر خواهد شد .   
باید جامعه ایرانی اماده باشد که در دادگاه های حقوق بشر کانادا و بین المللی هارپر و لابی اسرایل را بخاطر تبعیض علیه شهروندان کانادا و اعمال تحریم های ضد انسانی اقامه دعوا بکند .  ایرانیان  با افتخار به تولید ثروت ، علم و دانش و غنی تر شدن فرهنگ چند ملیتی کانادا کمک کرده اند .  دشمنی با چنین  جامعه ای نه به نفع احزاب سیاسی و نه به نفع لابی اسراییل در کانادا هست .  ایران همنچنان که کری گفت و حتی ایهود باراک نخست وزیر و وزیر دفاع سابق اسرایل در مصاحبه با تلویزیون 2 اسرایل بعداز توافق اعلام کرد ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای توسط امریکا شناخته شده است و کسی نمی تواند انرا ندیده بگیرد .

لابی اسرایل در کانادا باید متوجه شده باشد ادامه سیاست های دشمنی انها با جامعه ایرانی در کانادا هم غیر قانونی هست و هم نقض حقوق بشر ، و در دراز مدت به نفع انها نخواهد بود .  رابطه دو جامعه براساس احترام متقابل و قوانین کانادا باید باشد .
ما در ائتلاف کانادایی ایرانی برای صلح در برابر بستن حساب ایرانی ها در بانک سی ای بی سی - ارزش گذاری نکردن مدارک پزشکان ایرانی توسط کالج پزشکان کانادا و اظهارات تبعیض گرایانه  نماینده محافظه کار ویلودیل اقای لیونگ در دفاع ا زحقوق جامعه ایرانی اقدام کرده و در این مورد هم اقد ام خواهیم کرد 
تجربه تاریخی نشان داده است وقتی مردم ایران نگران حمله خارجی نباشند مطالبات خود را مطرح و به پیش خواهند برد .  حق تعیین سیاسی مردم ایران توسط ایرانیها ی داخل کشور می باشد . ایرانیها ی خارج از کشور تنها باید به مردم برای پیش برد اهدافشان از طریق مدنی کمک کنند


ا







سه‌شنبه، تیر ۲۳، ۱۳۹۴

ضرورت پاسخ گویی هارپر .ومحافظه کاران در مورد از دست میلیارد ها دلار برای اقتصاد کانادا بدلیل مخالفت با مذاکرات 5+1




در استانه انتخابات فدرال 2015 اکتبر کانادا اقای هارپر و حزب محافظه کار باید نسبت به از دست دادن میلیاردها دلار قرارداد تجاری کانادا با ایران پاسخ بدهد. 
کانادا بدلیل پیروی از سیاستهای جنگ طلبانه و ضد ایرانی ناتینیاهو بخصوص در زمان وزرات جان برد ، عملا علیه مذاکرات موضع داشت . بالطبع هیچ سهم تجاری هم از این توافق های جهانی نخواهد داشت .. راستی کسانی که بحث حقوق بشر را مطرح می کنند که بسیار درست هم هست باید اینرا جواب بدهند چگونه قرارداد 10 مییلیار د دلاری کانادا برای فروش نفر بر و تجهیزات نظامی به عربستا ن سعودی چند ماه پیش با کدام اصول دمکراتیک کانادا و حقوق بشر جهانی همخوانی دارد .  اتفاقا ا ین بحث را در 16 مین جلسه گفت و شنید باز کردم که جامعه ایرانی د رکانادا از نظر اقتصادی و سیاسی و وحدتی د رموقعیتی نیست که سفارت ببندد و یا باز کند بلکه این اقتصاد و جناحهای اقتصادی و سرمایه کانادا هستند که در این مورد موضع دارند و به همین دلیل هم جاستین ترودو رهبر حزب لیبرال قبل از دو حزب دیگر ان دی پی و حزب حاکم محافظه کار برای ارتباط با ایران موضع می گیرد د ر حالیکه دو تن از حامیان سرسخت صهیونیستی یعنی اروین کاتلر ( نماینده لیبرال مونترال و هماهنگ کننده حقوق بشری های ایرانی ) و خانم جودی سرجیو ( نماینده لیبرال یورک - تورنتو - ) از حامیان گروه خشونت طلب و ضد ایرانی رجوی  ( مجاهدین )  جزو گروه مشاورین ترودو هستند . 

این در حالی است که ترودو در عید نوروز در رستوران شیراز در کنار رضا مریدی نماینده لیبرال طرفدار تحریم و صهیونیستها بود . 

THANK U #US , #EU #CHINA #RUSSIA and #IRAN FOR GIVING #PEACE IN #Middle East BETTER CHANCE.
 SAD that HARPER NOT CHOOSE PEACE BUT WAR that failed. TIME JOHN BAIRD TO ANSWER WHY CANADA FOLLOWED WARMONGERS , NON CANADIAN PATH WHICH FAILED . CANADA LOST BILLIONS OF $ IN ECONOMY WHILE 5+1 WON.

جمعه، تیر ۱۹، ۱۳۹۴

حضور کم رنگ ورزشکارهای ایرانی تبارهای کانادا در بازیهای قاره امریکا 2015 در خاک کاناداو در شهرمان تورنتو جای تاسف و سوال های بسیار


https://www.youtube.com/watch?v=_qh4QMlev

عدم حضور ایرانی تبارهای کانادا در بازیهای قاره امریکا 2015 در خاک کاناداو در شهرمان تورنتو جای تاسف و سوال های بسیار دارد

من نام ورزشکاران را دنبال می کنم به ایرانی تباری برنمی خورم تنها یکی از مربیان کشتی سعید اذربایجانی هست که عضو سابق تیم ملی کانادا بود که مدالی هم برای کانادا کسب نکرده بود
در کاراته تیم ایران همیشه حضور خوبی داشت. سعید باغبانی تنها کانادایی بود که توانست در 2010 مدال طلای این بازیها را از ان خود کند . دو سه تا مدال اور ایرانی مانند نسیم وارسته هم داشتیم
امسال هیچ ایرانی تباری در کاراته در لیست نبود
کوروش اهنی شناگرجوان و با اینده در لیست نیست
محمود زاده بدمینتون کار قهرمان اسیا نتوانست به این مسابقات راه پیدا کند .
یک جامعه موفق در تمامی زمنیه ها باید موفق باشد مخصوصا ورزش
بنظر می اید بیشتر جوانان مایل هستند مشاور املاک شوند تا ورزشکار که مایه افتخار کانادا و جامعه ایرانی شوند
براستی جای سوال از اقای رضا مریدی دو وزیر دولت لیبرال انتاریو و نماینده شهر ایرانی نشین ریچموند هیل دارد ایا برای جوانان ورزشکار ایرانی تلاشی کرده اید ؟ ایا برای گسترش ورزش در بین جوانان بخصوص ایرانی تبارها در ریچموندهیل هیچ قدمی و با کار سازنده انجام داده اید ؟ من که 16 سال هست درشهر کوچک  ریچموندهیل زندگی می کنم در این زمینه چیزی نیده و نشنیده ام . لطفا اگر کاری برای جوانان انجام داده اید ما راهم مطلع کنید .
اگر کاری نکرده اید که نکرده اید لطفا با توجه به باقی مانده دوران وزرات و وکالتتان تا 2018 با کمک جوانان کار ریشه ای و جدی انجام بدهید .https://www.youtube.com/watch?v=_qh4QMlev
 انجام بدهید . 
https://www.youtube.com/watch?v=_qh4QMlev_s
سعید اذربایجانی 

چهارشنبه، تیر ۱۷، ۱۳۹۴

سفر چراغ خاموش رضامرید ی






رضا مریدی نماینده لیبرال ریچموندهیل که چراغ خاموش در مامه مه به سفر اسراییل رفته بود . این بار هم با چراغ خاموش به ترکیه سفر کرده است .
با توجه به نزدیکی مریدی به عوامل صهیونیستی و حمایت تجزیه طلبان و گروه ضد ایرانی مجاهدین رجوی از رضا مریدی باید منتظر اقدام سیاسی تازه ای علیه جامعه ایرانی بود .
لازم به توضیح است که رضا مریدی در مراسم برافراشتن پرچم جمهوری آذربایجان و ترکیه در تورنتو اقدام کرده است که هر چند در سیاست کانادا می تواند عادی باشد ولی برای رضا مریدی که لابی برای افزایش تحریم ها علیه مردم ایران هست ، این حرکات سیاسی بدون هدف و خط نمی تواند باشد . تجربه سالهای اخیر و جدا شدن صف مریدی از مردم و پیوستن وی به اپوزیسیون وابسته و معتقد به براندازی از طریق نیروهای نظامی امریکا اسرایل ، وی را به دشمن اشکار اکثریت جامعه ایرانی تبدیل کرده است . 

جعل خبر توسط شبکه : زیادی معتیر "


یکی از شاخص های توسعه سیاسی فرهنگی و اجتماعی هر جامعه ای رسانه های دیداری و چاپی هست . در این میان رضا علوی با خبر سازی در مورد توافق هسته ای معتقد است که تلویزیون نگین خیلی معتبراست .   و توافق شده ولی بخاطر شب احیا دو روز اعلام ان تاخیر شده است .
توافق هسته ای ایران با 5+1 هر وقت اعلام شود یعنی میلیاردها دلار اینطرف  و انطرف می شود . عربستان سعودی به رده سوم تنزل پیدا می کند ایران می شود دوم منطقه خاورمیانه و متحد غیر رسمی امریکا  برای کنترل و مدیریت کمربند طلایی امریکایی ها .  بعدا 6 تا کشور قدرتمند جهان توافق را اعلام نمی کنند برای شب احیای ایرانی ها . شامورتی بازی هم حدی دارد .قبل از هر چیز باید به مخاطبان گفت می شود لطف کنید این استودیویی را که به مردم نشان می دهید ادرسش را هم منتشر کنید .   اینکه کسی از اپارتمان خودش تلویزیونی داشته باشد خوب هست ، هنر هم هست ولی دیگر قرار نیست تلویزیونی که همش تو شو و ملکه زیبایی و سکس هست که در مسایل سیاسی ، خبر سازی و جعل خبر کند . از نظر اخلاقی و رسانه ای درست نیست .  اگر دوستان ادرسی از این
 تلویزیون دارند لطف کنند برایشان دست گل بفرستیم سپاس
توافق هسته ای ایران با 5+1 هر وقت اعلام شود یعنی میلیاردها دلار اینطرف  و انطرف می شود . عربستان سعودی به رده سوم تنزل پیدا می کند ایران می شود دوم منطقه خاورمیانه و متحد غیر رسمی امریکا  برای کنترل و مدیریت کمربند طلایی امریکایی ها .  بعدا 6 تا کشور قدرتمند جهان توافق را اعلام نمی کنند برای شب احیای ایرانی ها . شامورتی بازی هم حدی دارد .

شنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۹۴

سالروز 30 خرداد 1360 اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق ، زمانی برای بازخوانی دوباره 30 خرداد ،

سالروز 30 خرداد 1360 اعلام جنگ  مسلحانه مجاهدین خلق ،زمانی برای بازخوانی دوباره 30 خرداد ،

سعید سلطا نپور


 رجایی نخست وزیر وقت جمهوری اسلامی   ادامه جنگ ایران و عراق را به عنوان فرصت تاریخی برای تسویه حساب زندان شاه با مجاهدین خلق می دید . طیف روحانیونی رفسنجانی و بهشتی و خمینی نیز مجاهدین خلق را که توانسته بود بعداز انقلاب 57 به سرعت ده ها هزار جوان را به تشکیلات خود جذب کرده و نیروی عمدهای در دانشگاه ها به حساب می امدند را  عنوان رقیب جدی اسلام حوزوی- سنتی می دید . تلاش این طیف برای یکدست کردن حاکمیت با  حضور بنی صدر به عنوان اولین ریس جمهور منتخب مشکلات زیادی داشت . بنی صدر سیاستمداراصولگرایی بود که معتقد به اسلام تضمین کننده  ازادی های فردی و مدنی و لی در عین حال مخالف مبارزه مسلحانه و در تضاد با مجاهدین  بود ،  با کوتاه نیامدن بنی صدر ، کلید عزل بنی صدر توسط طیف رفسنجانی -بهشتی زده شد و با تایید خمینی برکناری بنی صدر از طریق استیضاح در مجلس در جو بشدت امنیتی که مخالفی جریت اظهار مخالفت نداشت ، در 25 خرداد قطعی شد .



نزدیکی بنی صدر به مجاهدین خلق

باتوجه به خلا سیاسی بوجود امده ، مجاهدین تنها گروهی بودند که توان سیاسی اعتقادی برای ایستادن  جلوی خمینی را داشتند ، خمینی که  که نفوذ بسیار گسترده ای در بین اقشار مختلف مردم ایران از تهران تا شهرستانها و روستاها که 40 درصد جمعیت ایران را تشکیل میدادند، داشت  و در شرایطی که دشمن خارجی به ایران حمله کرده بود ، از بنی صدر حمایت می کردند .  از سوی دیگر   بنی صدر که حاضر به پذیرش یکدست شدن حاکمیت نبو د ولی از سوی دیگر از انجا که خودش به تشکیلات سیاسی اعتقادی نداشت ، را به سوی اتحاد نا نوشته با مجاهدین سوق داد . هر چند این اتحاد نانوشته در زمانی که بنی صدر بعداز 30 خرداد ،  در حالیکه امکان زیادی برای مخفی شدن وی  باقی نگذاشته بود ، وپیشنهاد    مسعود رجوی ، برای اقامت  در خانه تیمی همسر اول رجوی ، اشرف ربیعی بود را پذیرفته بود ،  متنی را برای شورای ملی مقاومت نوشت که بعدادر پاریس امضا شد   .
البته زیاد طول نکشید تا ثابت شد حمایت مجاهدین از بنی صدر نه از سر اعتقاد به حقانیت و دمکراسی بلکه برای پیشبرد اهداف سیاسی مجاهدین بود . مسعود رجوی برای خروج از ایران  و اقامت در فرانسه نیاز به یک ریس جمهور قانونی داشت تا بتوانند در پایگاه نظامی فرانسه فرود بیایند وپناهندگی بگیرند.
ازدواج سیاسی رجوی با فیروزه بنی صدر که مهریه اش استقلال ایران بود . رجوی با سیاسی کاری این ازدواج قصدش تثبیت خود و سازمان به عنوان مقاومت ایران و به رسمیت شناخته شدن ان در غرب بود.  در سال 64 رجوی به این نتیجه رسید که به حد کافی مجاهدین به عنوان ستون شورای ملی مقاومت که از طیف های مختلف تشکیل شده بود ،  جا افتاده است . بنابراین  با طارق عزیز وزیر امور خارجه صدام دیدار کرد و اطلاعیه مشترکی باوی منتشر کرد . نتیجه ان جدا شدن بنی صدر از شورا ی ملی مقاومت بود.  فیرزه بنی صدر جوان  نیز از انجا که رجوی شرط استقلال ایران را با رفتن به عراق نقض کرده بود تقاضای  طلاق  کرد و عملا راه را برای بلند پروازی های رجوی و تشکیل ارتش ازادی بخش و رهبر انقلاب نوین مردم ایران  و حمله به ایران و سرنگونی خمینی از طریق عراق باز کرد .  



30 خرداد و  عدم تحلیل واقعی شرایط و اغازاختلاف در مجاهدین

سازمان مجاهدین تصمیم به یک تظاهرات خیابانی برای اعتراض به عزل بنی صدر کرد. در ساعت 4 بعدازظهر تظاهرات از خیابان طالقانی - ولی عصر شروع شد و به سرعت به ده ها هزار نفر که اکثرا تشکیلاتی سازمان مجاهدین بودند، تبدیل شد .
دستور تشکیلاتی در این بود که در صورت تهاجم چماقداران حزب اللهی به تظاهر کنذکان می توانند از فلفل و در نهایت فلفل برای پاشیدن به صورت انها استفاده کنند . اجازه حمل کارد موکت بری برای دفاع داده شده بود .
با شروع تظاهرات و گسترش جمعیت جوان ، کنترل شعار از دست سازمان در رفت . جمعیت با شعارهایی مانند بهشتی رجایی خلق اومده کجایی و یا حزبی ها ( حزب جمهوری اسلامی ) کوشن  تو سوراخ موشن .  اتش زدن موتور حزب اللهی در بین راه ، استفبال مردم در سراسر مسیر وپیوستن اقشار مردم جمعیت را به چند صد هزار نفر رساند وقتی از طالقانی به خیابان بهار پیپچیدند.
مردم در بالکن ها و پنجره ها دست تکان می دادند و با شعارها همراهی می کردند .  برخی کاغذهای رنگی را بر سر تظاهر کنندگان می ریختند. این تظاهرات که نشان می داد نهادهای امنیتی نتوانسته بودند دران زمان در مجاهدین نفوذ داشته باشند ، انها را غافلگیر کرده بود . 
جمعیت که در ان از زن و بچه و پیرو جوان از هر طیفی در ان دیده می شد ، از بهار به سمت میدان فردوسی رفت . مشخص بود که سازمان در مورد اینکه این تظاهرات چگونه گسترش پیدا می کند و یا رژیم چگونه عمل می کند برنامه مشخصی نداشت . دربین راه صحبت از رفتن به سمت جماران بود که به سمت پایین و رفتن به سمت مجلس تغییر داده شد . 
در میدان فردوسی سربازها و کمیته چی ها که خیابان انفلاب را به سمت میدان انقلاب بسته بودند شروع به تیراندازی به سوی جمعیتی کردند که مسلح نبود .

سوالاتی که مجاهدین باید پاسخ بدهند 

1-  مجاهدین بدلیل نفوذی هایی که در رده های بالای سپاه و شورای امنیت  داشتند ، در مورد بسیاری از نظرات امنیتی و تقابل با نیروهای سیاسی مانند مجاهدین اگاهی داشتند.  

2- انها فکر نمی کردند که رژیم اقدام به اعدام دستگیری ها می کند
تا قبل از 30 خرداد ، خط تشکیلاتی سازمان مجاهدین این بود که هر کسی را که کمیته ها دستگیر می کردند ، اسمش را نگوید و دادستانی هم عموما انها را نگه می داشت ولی تا ان موقع از شکنجه خبری نبود زیرا نشریه مجاهد تا 300 هزار تیراژ داشت و از این نظر رعایت مسایل را می کردند .
در 30 خرداد هم عین هم خط تکرار شد . ده ها نوجوان که حاضر نشدند اسمشان را بگویند د راوین اعدام شدند .
دادستان انقلاب تهران - لاجوردی بود  و دادستان کل موسوی تبریزی بود که الان از اصلاح طلبان شده است .
با شهید مهدی بخارایی از اعضای مهم و با نام مجاهدین  چند روز بعداز 30 خرداد  در حوالی میدان امام حسین برخورد کردم . وی که بشدت به تصمیم سازمان برای 30 خرداد انتقاد داشت . وی می گفت با این تصمیم ما سازمان رابا این همه اعضا زیر ضربه بردیم . مهدی بخارایی گفت که سازمان فکر نمی کرد که رژیم  اینگونه دسته جمعی اعدام کند .  سازمان چند روز قبل از حمله دادستانی به خانه پدری مهدی ابریشم چی  اطلاعیه ای داده بود و دران گفته بود که در صورت حمله از خود دفاع مسلحانه می کند .
چند روز بعد که مسولم را دیدم به وی در مورد ملاقات با مهدی بخارایی گفتم  وی جلسه بعدبه من گفت اگر مهدی را دیدی با وی صحبت نکن وی تحت برخورد است .  من بعداز 30 خرداد سازمان به من گفته بود که به راست بزنم و از بقیه دوستان مجاهد دوری کنم . در ان موقع متوجه نشد که هدف سازمان جیست ؟ اصولا بعدازضربه منشعبین پیکاری در سال 54 ، هر برخوردی در تشکیلات باید گزارش می شد . سازمان شدیدا دنبال منتقدین ( مسله دارها بود ) . شاید به این دلیل بود که کمتر کسی از سازمان جداشده مشخص شده ، تقریبا همه را بعدا سازمان اعلام کرده که ما اخراج کرده ایم . 



3- دادستانی هم براساس حکم فقهی این دفاع مسلحانه را " خروج بر ولی فقیه " و " حاکم اسلامی " خواند وانرا محاربه قلمداد کرده بود . در حالی که کادر مرکزی مجاهدین فکر می کرد بدلیل نفوذ تشکیلاتی و داشتن سابقه مسلحانه ، روحانیون حاکم از رویاروی مسلحانه با انها خودداری می کنند و این دومین اشتباه مهلکی بود که کادر مرکزی مرتکب شده بود .  هر چند مهدی بخارایی  بدلیل  انتقاد از کادر مرکزی  در مورد تظاهرات 30 خردادخلع سلاح شده بود .  وی بعدها بدون مقاومت دستگیر و در زندان در زیر شدیدترین شکنجه ها قرار گرفت و د رابان 60  قبل از اینکه من را با وی در اوین روبرو کنند ، تیرباران شد .  شبی که از بازداشتگاه دادستانی به اوین منتقل  شدم مصاحبه مهدی بخارایی را که بشدت از اینکه سازمان با ان همه پشتوانه مردمی چنین متلاشی شده ا ست سرخورده شده بود .  

امهدی بخارایی بدلیل ارتباط برادرش محمد بخارایی ضارب  رزم ارا دربین بخشی از حاکمین که معتقد بودند وی مسلمان است و نباید اعدام شود ولی زور لاجوردی که انتقام تحقیر شدن  خودش و طیف نزدیک به او در دوران زندان شاه  توسط جریان مجاهدین و بطور مشخص مسعود رجوی را می گرفت ،  چربید . همانگونه که محمد رضا سعادتی منتقد دیگر جدی 30 خرداد نیز در زندان باتهام تحریک سعید افجه ای اعدام شد .   گزارشاتی در مورد جریانی مانند سعید حجاریان که  معتقد بودند نبایستی سعادتی اعدام شود تا بتواند جلوی جریان رجوی بایستد ، نوشته شده است .  سعید افجه ای .  از نفوذی های مجاهدین در دادستانی اوین  بود که به لاجوری حمله کردولی وی در زیر میز پنهان شد و لی ریس اوین کچویی کشته شد .

مجاهدین و 30 خرداد

سالهاست که مجاهدین از 30 خرداد به عنوان یک نقطه عطف یاد می کنند در حالیکه این نقطه شکست جنبش مسلحانه در بعداز انقلاب بود . 34 سال از. 1360 گذشته است ولی هنوز مجاهدین و بطور مشخص مسولیت خودشان در تحلیل های اشتباه از نفوذ خمینی - جنگ ایران و عراق - معادلات جهانی در مورد ایران کشوری که هزاران میلیارد بشکه نفت در زیران هست که حاضر نیستند تحولاتی را که در کنترل انها و یا نزدیک به انها  نباشد  در ایران تحمل کنند . حضور مجاهدین خلق با عقاید سوسیالیستی و با سابقه مبارزه  ضد امریکایی ضد اسراییلی با برداشت مردمی تر از اسلام  برای دولتهای همسایه هم قابل تحمل نبود .
حضور داعش و عدم حمله امریکا به ایران در سالهای اخیر ، همگی نشان از نا پختگی کادر مرکزی مجاهدین در ان دوران  از سیاست جهانی بود .  


با شروع 30 خرداد ، 100 هزارنفر از تشکیلات مجاهدین که از اقشار مختلف مردم بودند مجبور شدند شبانه مخفی شوند که چنین چیزی نشدنی بود.   مجاهدین حتی به دیگر جریانات سیاسی مانند چریکهای فدایی هم در مورد 30 خرداد و جنگ مسلحانه اطلاع رسانی نکرده بود یعنی جریاناتی هم مانند چریکهایی فدایی اقلیت که معتقد به مبارزه مسلحانه بودند ولی دست به اسلحه دران شرایط نبرده بودند ، درزیر ضرب قرار بگیرند. دیگر جریانات که نظامی نبودند هم بالطبع در زیر این سرکوب ها قرار گرفتند .
مجاهدین دست به ترورهای کور زدند  واحدهای عملیاتی در برخی از روزها تا 60 عملیات در تهران انجام دادند که رقم بسیار بالایی است . رفسنجانی در خاطراتش نوشت مقامات در ان شبها بخصوص بعداز 7 تیر در خانه های خودشان نمی خوابیدند ( انها امیدی به  ادامه حکومت نداشتد )  یکی از اشتباهات دیگر مجاهدین این بود که این بار کسانی که در روبروی انها ایستاده بودند نه ا زمرگ هراسی داشتند و همچنین از خودانها و یاران سابق انها بودند کسانی مانند بهزاد نبوی -سخنگوی دولت و اصلاح طلب فعلی که 5 سال زندان رفت و یا جوا د عزت شاهی که ریس ضربت کمیته ها ی تهران بود و ضربات اساسی به تیم های عملیاتی مجاهدین در تهران زدند .
بادم نمی رود بهزاد نبوی در تلویزیون در تابستان 60  گفت اگر ما مجاهدین را که 500 هزار نفر را به خیابان اورده بودند نمی کشتیم انها ما را سرنگون کرده بوند .


خشونت بی حد - شکنجه های بی رحمانه و طاقت فرسا -
زندانی کردن همه اعضای خانواده برای دستگیر کردن عضو فراری -  زندانی کردن افراد برای پناه دادن به یک سیاسی و یا کمک مالی طرح شناسایی مالک و مستاجر - که ادامه مبارزه و تهیه جا را سخت تر می کرد - .
 همچنین  زندانی کردن افراد مشکوک و رها کردن در زندان تا بی گناهی وی ثابت شود توسط تیم لاجوردی -









 اعدام های هزاران نفر در محاکمه های 5 دقیقه ای بر اساس اعترافات زیر شکنجه  توسط محمدی گیلانی و حکام شرع  در چند ماه ، عملا مبارزه مسلحانه ای  را که مجاهدین در سال 60 اغاز کرده بودند به شکست انجامید .
بهای مجاهد بودن و یا مبارز بودن و یا مخالف سیاسی بودن تا چندین سال بهای سنگینی بود که از عهده هر کسی بر نمی امد . بالطبع هم تعداد تشکیلات کاهش یافت و هم عقبه تدارکاتی که از افراد جلو کم اهمیت تر نیست زیرا باعث حفظ یک حزب و تشکیلات مردمی می شود .

 خروج رجوی - چه کسی پیشنهاد داد ؟

با شروع درگیری ها ، رجوی قرار شد به اروپا برود تا صدای سازمان باشد . هنوز مشخص نشده ایا این تصمیم مسعودرجوی بود یا پیشنهاد افراد مستقل کادر مرکزی . در هر حال با خروج رجوی به خارج و کشته شدن موسی خیابانی و محمد ضابطی و اعضای با سابقه دیگر ، عملا راه برای یک صدایی شدن و دیکتاتوری در مجاهدین بازشد . اینکه ایا رجوی چنین روزی را می دید یانه ؟ خدا و خودش اگاه هستند ولی شکی نیست که عاقبت خوبی برای یک نیروو شخصیت ملی و مردمی ، همسویی با ارتجاعی ترین جریانات منطقه و ناقضان حقوق بشر و اشغالگران سرزمینهای دیگران در خاورمیانه ، نیست .  

بعداز 34 سال زمان ان رسیده است که و رده های مرکزیت   مجاهدین حتی انهایی که الان دیگر در سازمان نیستند  مانند مهدی تقوایی که در انگلیس زندگی می کند و سالهاست که از رجوی جداشده است ، باید برای این خونهای ریخته شده به خودشان ، به هواداران و مردم ایران و تاریخ توضیح بدهند . دران زمان چه فکر می کردند ؟ چه چیزی اشتباه شد ؟ چه کسی و یا کسانی مقصر بودند ؟ متاسفانه بسیاری از جریانات سیاسی و سیاسی ها  ی سابق تنها خمینی را مسول این مقطع تاریخی ایران می دانند . شکی نیست که خمینی دمکرات و ملی گرا می توانست تاریخ و اینده سیاسی و دمکراسی در ایران را طوربهتری و با خونریزی بسیار کمتری رقم بزند ولی با گذشت 34 سال از ان دوران و تبعید در کشورهای مختلف دنیا ، گروه های سیاسی مانند مجاهدین و رجوی  کارنامه روشن و مردمی از خود بجای نگذاشته اند .  هنوز کسانی در اندازه های ان شهدای ان دوران در خارج از کشور کمتر یافته می شود .  هنوز هیچ  تشکل و یا مرکز ایرانی در خارج از کشور که بشود به ان افتخار کرد و به داخل کشور نشان داد که ما سیاسی ها و پناهنده ها این نمونه کارمان و تفکرمان در زندگی عملی هست .  ما نسل اولی ها ارتباطمان با نسلهای بعدی حتی فرزندان خودمان قطع است. هر روز میانگین سینی ما بیشتر می شود و جوانها کمتر به ان جذب می شوند . یعنی یک اشکال اساسی هم در بیرون قرار دارد . به عبارتی می شود گفت  هرکسی و هر جریانی باندازه مسولیتش و اگاهیش و تعهدش به مردم در مورد 30 خرداد مسول هستند .  30 خرداد باید دوباره بازخوانی شود تا در اینده تکرار نشود .  هزاران جوان ایرانی از هر دو سو باید زنده می ماندند و در ایران اباد وازادا با همه بزرگی شا که همه را بطور مساوات در اغوش خود بپذیرد ، به بازنشستگی ابرومندانه و پرافتخاری می رسیدند . می شود انگشت اتهام را به سوی دیگران دراز کرد ولی یک روزی باید هرگروهی سهمش را در انحراف مسیر دمکراسی و عدالت اجتماعی مردم ایران بپذیرد .



زندگی در تبعید این را باید به ما اموخته باشد که هر گونه حرکت مسلح در هیچ کشوری تحمل نمی شود از لیبرال دمکراسی غرب تا دیکتاتوریهای افریقا و اسیا .  نکته دیگری که باید ا زخود پرسید ایا می شود اسلحه داشت و به جایی وابسته نشد ؟  ایا در جایی سراغ داریم در این 50 سال اخیر که مسلح کردن انقلابیون و یا ضد انقلابی ها ی طرف دیگر ، مستقل کامل باشد . ؟


سلام به همه انهایی که مظلومانه ناجوانمردانه در 30 خرداد اعدام شدند .
زندگی حق انها بود .  تا زندگی هست کسانی که این حق را گرفتند باید پاسخ بدهند . تابخودشان پاسخ نگویند تاریخ از انها خواهد پرسید.



سعید سلطانپور

کانادا


30 خرداد 1394 - 20 ژوئن 2015