Translate

شنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۹۴

سالروز 30 خرداد 1360 اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق ، زمانی برای بازخوانی دوباره 30 خرداد ،

سالروز 30 خرداد 1360 اعلام جنگ  مسلحانه مجاهدین خلق ،زمانی برای بازخوانی دوباره 30 خرداد ،

سعید سلطا نپور


 رجایی نخست وزیر وقت جمهوری اسلامی   ادامه جنگ ایران و عراق را به عنوان فرصت تاریخی برای تسویه حساب زندان شاه با مجاهدین خلق می دید . طیف روحانیونی رفسنجانی و بهشتی و خمینی نیز مجاهدین خلق را که توانسته بود بعداز انقلاب 57 به سرعت ده ها هزار جوان را به تشکیلات خود جذب کرده و نیروی عمدهای در دانشگاه ها به حساب می امدند را  عنوان رقیب جدی اسلام حوزوی- سنتی می دید . تلاش این طیف برای یکدست کردن حاکمیت با  حضور بنی صدر به عنوان اولین ریس جمهور منتخب مشکلات زیادی داشت . بنی صدر سیاستمداراصولگرایی بود که معتقد به اسلام تضمین کننده  ازادی های فردی و مدنی و لی در عین حال مخالف مبارزه مسلحانه و در تضاد با مجاهدین  بود ،  با کوتاه نیامدن بنی صدر ، کلید عزل بنی صدر توسط طیف رفسنجانی -بهشتی زده شد و با تایید خمینی برکناری بنی صدر از طریق استیضاح در مجلس در جو بشدت امنیتی که مخالفی جریت اظهار مخالفت نداشت ، در 25 خرداد قطعی شد .



نزدیکی بنی صدر به مجاهدین خلق

باتوجه به خلا سیاسی بوجود امده ، مجاهدین تنها گروهی بودند که توان سیاسی اعتقادی برای ایستادن  جلوی خمینی را داشتند ، خمینی که  که نفوذ بسیار گسترده ای در بین اقشار مختلف مردم ایران از تهران تا شهرستانها و روستاها که 40 درصد جمعیت ایران را تشکیل میدادند، داشت  و در شرایطی که دشمن خارجی به ایران حمله کرده بود ، از بنی صدر حمایت می کردند .  از سوی دیگر   بنی صدر که حاضر به پذیرش یکدست شدن حاکمیت نبو د ولی از سوی دیگر از انجا که خودش به تشکیلات سیاسی اعتقادی نداشت ، را به سوی اتحاد نا نوشته با مجاهدین سوق داد . هر چند این اتحاد نانوشته در زمانی که بنی صدر بعداز 30 خرداد ،  در حالیکه امکان زیادی برای مخفی شدن وی  باقی نگذاشته بود ، وپیشنهاد    مسعود رجوی ، برای اقامت  در خانه تیمی همسر اول رجوی ، اشرف ربیعی بود را پذیرفته بود ،  متنی را برای شورای ملی مقاومت نوشت که بعدادر پاریس امضا شد   .
البته زیاد طول نکشید تا ثابت شد حمایت مجاهدین از بنی صدر نه از سر اعتقاد به حقانیت و دمکراسی بلکه برای پیشبرد اهداف سیاسی مجاهدین بود . مسعود رجوی برای خروج از ایران  و اقامت در فرانسه نیاز به یک ریس جمهور قانونی داشت تا بتوانند در پایگاه نظامی فرانسه فرود بیایند وپناهندگی بگیرند.
ازدواج سیاسی رجوی با فیروزه بنی صدر که مهریه اش استقلال ایران بود . رجوی با سیاسی کاری این ازدواج قصدش تثبیت خود و سازمان به عنوان مقاومت ایران و به رسمیت شناخته شدن ان در غرب بود.  در سال 64 رجوی به این نتیجه رسید که به حد کافی مجاهدین به عنوان ستون شورای ملی مقاومت که از طیف های مختلف تشکیل شده بود ،  جا افتاده است . بنابراین  با طارق عزیز وزیر امور خارجه صدام دیدار کرد و اطلاعیه مشترکی باوی منتشر کرد . نتیجه ان جدا شدن بنی صدر از شورا ی ملی مقاومت بود.  فیرزه بنی صدر جوان  نیز از انجا که رجوی شرط استقلال ایران را با رفتن به عراق نقض کرده بود تقاضای  طلاق  کرد و عملا راه را برای بلند پروازی های رجوی و تشکیل ارتش ازادی بخش و رهبر انقلاب نوین مردم ایران  و حمله به ایران و سرنگونی خمینی از طریق عراق باز کرد .  



30 خرداد و  عدم تحلیل واقعی شرایط و اغازاختلاف در مجاهدین

سازمان مجاهدین تصمیم به یک تظاهرات خیابانی برای اعتراض به عزل بنی صدر کرد. در ساعت 4 بعدازظهر تظاهرات از خیابان طالقانی - ولی عصر شروع شد و به سرعت به ده ها هزار نفر که اکثرا تشکیلاتی سازمان مجاهدین بودند، تبدیل شد .
دستور تشکیلاتی در این بود که در صورت تهاجم چماقداران حزب اللهی به تظاهر کنذکان می توانند از فلفل و در نهایت فلفل برای پاشیدن به صورت انها استفاده کنند . اجازه حمل کارد موکت بری برای دفاع داده شده بود .
با شروع تظاهرات و گسترش جمعیت جوان ، کنترل شعار از دست سازمان در رفت . جمعیت با شعارهایی مانند بهشتی رجایی خلق اومده کجایی و یا حزبی ها ( حزب جمهوری اسلامی ) کوشن  تو سوراخ موشن .  اتش زدن موتور حزب اللهی در بین راه ، استفبال مردم در سراسر مسیر وپیوستن اقشار مردم جمعیت را به چند صد هزار نفر رساند وقتی از طالقانی به خیابان بهار پیپچیدند.
مردم در بالکن ها و پنجره ها دست تکان می دادند و با شعارها همراهی می کردند .  برخی کاغذهای رنگی را بر سر تظاهر کنندگان می ریختند. این تظاهرات که نشان می داد نهادهای امنیتی نتوانسته بودند دران زمان در مجاهدین نفوذ داشته باشند ، انها را غافلگیر کرده بود . 
جمعیت که در ان از زن و بچه و پیرو جوان از هر طیفی در ان دیده می شد ، از بهار به سمت میدان فردوسی رفت . مشخص بود که سازمان در مورد اینکه این تظاهرات چگونه گسترش پیدا می کند و یا رژیم چگونه عمل می کند برنامه مشخصی نداشت . دربین راه صحبت از رفتن به سمت جماران بود که به سمت پایین و رفتن به سمت مجلس تغییر داده شد . 
در میدان فردوسی سربازها و کمیته چی ها که خیابان انفلاب را به سمت میدان انقلاب بسته بودند شروع به تیراندازی به سوی جمعیتی کردند که مسلح نبود .

سوالاتی که مجاهدین باید پاسخ بدهند 

1-  مجاهدین بدلیل نفوذی هایی که در رده های بالای سپاه و شورای امنیت  داشتند ، در مورد بسیاری از نظرات امنیتی و تقابل با نیروهای سیاسی مانند مجاهدین اگاهی داشتند.  

2- انها فکر نمی کردند که رژیم اقدام به اعدام دستگیری ها می کند
تا قبل از 30 خرداد ، خط تشکیلاتی سازمان مجاهدین این بود که هر کسی را که کمیته ها دستگیر می کردند ، اسمش را نگوید و دادستانی هم عموما انها را نگه می داشت ولی تا ان موقع از شکنجه خبری نبود زیرا نشریه مجاهد تا 300 هزار تیراژ داشت و از این نظر رعایت مسایل را می کردند .
در 30 خرداد هم عین هم خط تکرار شد . ده ها نوجوان که حاضر نشدند اسمشان را بگویند د راوین اعدام شدند .
دادستان انقلاب تهران - لاجوردی بود  و دادستان کل موسوی تبریزی بود که الان از اصلاح طلبان شده است .
با شهید مهدی بخارایی از اعضای مهم و با نام مجاهدین  چند روز بعداز 30 خرداد  در حوالی میدان امام حسین برخورد کردم . وی که بشدت به تصمیم سازمان برای 30 خرداد انتقاد داشت . وی می گفت با این تصمیم ما سازمان رابا این همه اعضا زیر ضربه بردیم . مهدی بخارایی گفت که سازمان فکر نمی کرد که رژیم  اینگونه دسته جمعی اعدام کند .  سازمان چند روز قبل از حمله دادستانی به خانه پدری مهدی ابریشم چی  اطلاعیه ای داده بود و دران گفته بود که در صورت حمله از خود دفاع مسلحانه می کند .
چند روز بعد که مسولم را دیدم به وی در مورد ملاقات با مهدی بخارایی گفتم  وی جلسه بعدبه من گفت اگر مهدی را دیدی با وی صحبت نکن وی تحت برخورد است .  من بعداز 30 خرداد سازمان به من گفته بود که به راست بزنم و از بقیه دوستان مجاهد دوری کنم . در ان موقع متوجه نشد که هدف سازمان جیست ؟ اصولا بعدازضربه منشعبین پیکاری در سال 54 ، هر برخوردی در تشکیلات باید گزارش می شد . سازمان شدیدا دنبال منتقدین ( مسله دارها بود ) . شاید به این دلیل بود که کمتر کسی از سازمان جداشده مشخص شده ، تقریبا همه را بعدا سازمان اعلام کرده که ما اخراج کرده ایم . 



3- دادستانی هم براساس حکم فقهی این دفاع مسلحانه را " خروج بر ولی فقیه " و " حاکم اسلامی " خواند وانرا محاربه قلمداد کرده بود . در حالی که کادر مرکزی مجاهدین فکر می کرد بدلیل نفوذ تشکیلاتی و داشتن سابقه مسلحانه ، روحانیون حاکم از رویاروی مسلحانه با انها خودداری می کنند و این دومین اشتباه مهلکی بود که کادر مرکزی مرتکب شده بود .  هر چند مهدی بخارایی  بدلیل  انتقاد از کادر مرکزی  در مورد تظاهرات 30 خردادخلع سلاح شده بود .  وی بعدها بدون مقاومت دستگیر و در زندان در زیر شدیدترین شکنجه ها قرار گرفت و د رابان 60  قبل از اینکه من را با وی در اوین روبرو کنند ، تیرباران شد .  شبی که از بازداشتگاه دادستانی به اوین منتقل  شدم مصاحبه مهدی بخارایی را که بشدت از اینکه سازمان با ان همه پشتوانه مردمی چنین متلاشی شده ا ست سرخورده شده بود .  

امهدی بخارایی بدلیل ارتباط برادرش محمد بخارایی ضارب  رزم ارا دربین بخشی از حاکمین که معتقد بودند وی مسلمان است و نباید اعدام شود ولی زور لاجوردی که انتقام تحقیر شدن  خودش و طیف نزدیک به او در دوران زندان شاه  توسط جریان مجاهدین و بطور مشخص مسعود رجوی را می گرفت ،  چربید . همانگونه که محمد رضا سعادتی منتقد دیگر جدی 30 خرداد نیز در زندان باتهام تحریک سعید افجه ای اعدام شد .   گزارشاتی در مورد جریانی مانند سعید حجاریان که  معتقد بودند نبایستی سعادتی اعدام شود تا بتواند جلوی جریان رجوی بایستد ، نوشته شده است .  سعید افجه ای .  از نفوذی های مجاهدین در دادستانی اوین  بود که به لاجوری حمله کردولی وی در زیر میز پنهان شد و لی ریس اوین کچویی کشته شد .

مجاهدین و 30 خرداد

سالهاست که مجاهدین از 30 خرداد به عنوان یک نقطه عطف یاد می کنند در حالیکه این نقطه شکست جنبش مسلحانه در بعداز انقلاب بود . 34 سال از. 1360 گذشته است ولی هنوز مجاهدین و بطور مشخص مسولیت خودشان در تحلیل های اشتباه از نفوذ خمینی - جنگ ایران و عراق - معادلات جهانی در مورد ایران کشوری که هزاران میلیارد بشکه نفت در زیران هست که حاضر نیستند تحولاتی را که در کنترل انها و یا نزدیک به انها  نباشد  در ایران تحمل کنند . حضور مجاهدین خلق با عقاید سوسیالیستی و با سابقه مبارزه  ضد امریکایی ضد اسراییلی با برداشت مردمی تر از اسلام  برای دولتهای همسایه هم قابل تحمل نبود .
حضور داعش و عدم حمله امریکا به ایران در سالهای اخیر ، همگی نشان از نا پختگی کادر مرکزی مجاهدین در ان دوران  از سیاست جهانی بود .  


با شروع 30 خرداد ، 100 هزارنفر از تشکیلات مجاهدین که از اقشار مختلف مردم بودند مجبور شدند شبانه مخفی شوند که چنین چیزی نشدنی بود.   مجاهدین حتی به دیگر جریانات سیاسی مانند چریکهای فدایی هم در مورد 30 خرداد و جنگ مسلحانه اطلاع رسانی نکرده بود یعنی جریاناتی هم مانند چریکهایی فدایی اقلیت که معتقد به مبارزه مسلحانه بودند ولی دست به اسلحه دران شرایط نبرده بودند ، درزیر ضرب قرار بگیرند. دیگر جریانات که نظامی نبودند هم بالطبع در زیر این سرکوب ها قرار گرفتند .
مجاهدین دست به ترورهای کور زدند  واحدهای عملیاتی در برخی از روزها تا 60 عملیات در تهران انجام دادند که رقم بسیار بالایی است . رفسنجانی در خاطراتش نوشت مقامات در ان شبها بخصوص بعداز 7 تیر در خانه های خودشان نمی خوابیدند ( انها امیدی به  ادامه حکومت نداشتد )  یکی از اشتباهات دیگر مجاهدین این بود که این بار کسانی که در روبروی انها ایستاده بودند نه ا زمرگ هراسی داشتند و همچنین از خودانها و یاران سابق انها بودند کسانی مانند بهزاد نبوی -سخنگوی دولت و اصلاح طلب فعلی که 5 سال زندان رفت و یا جوا د عزت شاهی که ریس ضربت کمیته ها ی تهران بود و ضربات اساسی به تیم های عملیاتی مجاهدین در تهران زدند .
بادم نمی رود بهزاد نبوی در تلویزیون در تابستان 60  گفت اگر ما مجاهدین را که 500 هزار نفر را به خیابان اورده بودند نمی کشتیم انها ما را سرنگون کرده بوند .


خشونت بی حد - شکنجه های بی رحمانه و طاقت فرسا -
زندانی کردن همه اعضای خانواده برای دستگیر کردن عضو فراری -  زندانی کردن افراد برای پناه دادن به یک سیاسی و یا کمک مالی طرح شناسایی مالک و مستاجر - که ادامه مبارزه و تهیه جا را سخت تر می کرد - .
 همچنین  زندانی کردن افراد مشکوک و رها کردن در زندان تا بی گناهی وی ثابت شود توسط تیم لاجوردی -









 اعدام های هزاران نفر در محاکمه های 5 دقیقه ای بر اساس اعترافات زیر شکنجه  توسط محمدی گیلانی و حکام شرع  در چند ماه ، عملا مبارزه مسلحانه ای  را که مجاهدین در سال 60 اغاز کرده بودند به شکست انجامید .
بهای مجاهد بودن و یا مبارز بودن و یا مخالف سیاسی بودن تا چندین سال بهای سنگینی بود که از عهده هر کسی بر نمی امد . بالطبع هم تعداد تشکیلات کاهش یافت و هم عقبه تدارکاتی که از افراد جلو کم اهمیت تر نیست زیرا باعث حفظ یک حزب و تشکیلات مردمی می شود .

 خروج رجوی - چه کسی پیشنهاد داد ؟

با شروع درگیری ها ، رجوی قرار شد به اروپا برود تا صدای سازمان باشد . هنوز مشخص نشده ایا این تصمیم مسعودرجوی بود یا پیشنهاد افراد مستقل کادر مرکزی . در هر حال با خروج رجوی به خارج و کشته شدن موسی خیابانی و محمد ضابطی و اعضای با سابقه دیگر ، عملا راه برای یک صدایی شدن و دیکتاتوری در مجاهدین بازشد . اینکه ایا رجوی چنین روزی را می دید یانه ؟ خدا و خودش اگاه هستند ولی شکی نیست که عاقبت خوبی برای یک نیروو شخصیت ملی و مردمی ، همسویی با ارتجاعی ترین جریانات منطقه و ناقضان حقوق بشر و اشغالگران سرزمینهای دیگران در خاورمیانه ، نیست .  

بعداز 34 سال زمان ان رسیده است که و رده های مرکزیت   مجاهدین حتی انهایی که الان دیگر در سازمان نیستند  مانند مهدی تقوایی که در انگلیس زندگی می کند و سالهاست که از رجوی جداشده است ، باید برای این خونهای ریخته شده به خودشان ، به هواداران و مردم ایران و تاریخ توضیح بدهند . دران زمان چه فکر می کردند ؟ چه چیزی اشتباه شد ؟ چه کسی و یا کسانی مقصر بودند ؟ متاسفانه بسیاری از جریانات سیاسی و سیاسی ها  ی سابق تنها خمینی را مسول این مقطع تاریخی ایران می دانند . شکی نیست که خمینی دمکرات و ملی گرا می توانست تاریخ و اینده سیاسی و دمکراسی در ایران را طوربهتری و با خونریزی بسیار کمتری رقم بزند ولی با گذشت 34 سال از ان دوران و تبعید در کشورهای مختلف دنیا ، گروه های سیاسی مانند مجاهدین و رجوی  کارنامه روشن و مردمی از خود بجای نگذاشته اند .  هنوز کسانی در اندازه های ان شهدای ان دوران در خارج از کشور کمتر یافته می شود .  هنوز هیچ  تشکل و یا مرکز ایرانی در خارج از کشور که بشود به ان افتخار کرد و به داخل کشور نشان داد که ما سیاسی ها و پناهنده ها این نمونه کارمان و تفکرمان در زندگی عملی هست .  ما نسل اولی ها ارتباطمان با نسلهای بعدی حتی فرزندان خودمان قطع است. هر روز میانگین سینی ما بیشتر می شود و جوانها کمتر به ان جذب می شوند . یعنی یک اشکال اساسی هم در بیرون قرار دارد . به عبارتی می شود گفت  هرکسی و هر جریانی باندازه مسولیتش و اگاهیش و تعهدش به مردم در مورد 30 خرداد مسول هستند .  30 خرداد باید دوباره بازخوانی شود تا در اینده تکرار نشود .  هزاران جوان ایرانی از هر دو سو باید زنده می ماندند و در ایران اباد وازادا با همه بزرگی شا که همه را بطور مساوات در اغوش خود بپذیرد ، به بازنشستگی ابرومندانه و پرافتخاری می رسیدند . می شود انگشت اتهام را به سوی دیگران دراز کرد ولی یک روزی باید هرگروهی سهمش را در انحراف مسیر دمکراسی و عدالت اجتماعی مردم ایران بپذیرد .



زندگی در تبعید این را باید به ما اموخته باشد که هر گونه حرکت مسلح در هیچ کشوری تحمل نمی شود از لیبرال دمکراسی غرب تا دیکتاتوریهای افریقا و اسیا .  نکته دیگری که باید ا زخود پرسید ایا می شود اسلحه داشت و به جایی وابسته نشد ؟  ایا در جایی سراغ داریم در این 50 سال اخیر که مسلح کردن انقلابیون و یا ضد انقلابی ها ی طرف دیگر ، مستقل کامل باشد . ؟


سلام به همه انهایی که مظلومانه ناجوانمردانه در 30 خرداد اعدام شدند .
زندگی حق انها بود .  تا زندگی هست کسانی که این حق را گرفتند باید پاسخ بدهند . تابخودشان پاسخ نگویند تاریخ از انها خواهد پرسید.



سعید سلطانپور

کانادا


30 خرداد 1394 - 20 ژوئن 2015

 


دوشنبه، خرداد ۱۱، ۱۳۹۴

تحلیلی بر قمار رضا مریدی و شکست طرح وی برای رهبری جامعه ایرانی








تحلیلی بر قمار رضا مریدی و شکست طرح وی برای رهبری جامعه ایرانی

تظاهرات ضد مراسم مرگ خمینی در روز یکشنبه در ریچموندهیل  که سالها برگزار می شده است چندین دستاورد خوب برای جامعه ایرانی در ریچموندهیل - تورنتو و کانادا داشت .

 1- امسال بدلیل شکست سیاسی نیروهای طرفدار تحریم و جنگ متحد با رژیم ناقض حقوق بشر اسرایل علیرغم حمایت شهروند- سلام تورنتو و ایران استار

الف -شکست دختر رضا مریدی در نمایندگی انجمن شهر  اکتبر 2014
 ب- شکست کاوه شهروز و وینست گاسپارو نامزدهای حزب لیبرال در ریچموندهیل و ویلودیل که نامزدهای  مورد حمایت رضا مریدی - مجاهدین و لابی اسراییلی کانادایی  بودند سپتامبر 2015
پ-  استعفای ناگهانی  وزرای جنگ طلب هارپر - جان برد و زیر امور خارجه در اوریل 2015 یعنی شکست سیاست های خارجی کاناد ا در خاورمیانه . هارپر ار عوامل اصلی فشار و افزایش تحریم ها علیه ایران و جامعه ایرانی در کانادا بود . بستن سفارت خانه ها و بخش ویزای مهاجر ت کانادا در 2012 که فشار زیادی بر خانواده ها وارد کرده است . جان  برد  از متحدان سرسخت نانیییاهو بود .
استعفای وی یک شکست برای حقوق بشری های سیاسی وابسته نظیر نازنین افشین جم و اردشیر زارع زاده بود.
 ت - شکست جناح تحریمی ها -  مجاهدین سلطنت طلبها .   سکولار هام وسوم به برانداز - همگی مورد حمایت صهیونیستها در انتخابات اخیر کنگره سیاسی ایرانیان مه 2015
ج - استعفای ناگهانی یکی دیگر از عوامل فشار بر جامعه ایرانی - پیتر مک کی و از متحدان ناتینیاهو  در مه 2015 - وزیر جنگ سابق هارپر و همسر نازنین افشین جم


رضا مریدی نیاز داشت که حرکتی برای روحیه دادن و تجدید سازماندهی جریان برانداز ایجاد کند .   پس از بازگشت از اسراییل که بدون اطلاع رسانی دولتی و جامعه ایرانی انجام شده بود و توسط من در 11 ماه مه خبر رسانی شد .  با ارسال ای میل با دعوت برای تظاهرات علیه مراسم مرگ خمینی که سالها هست در ریچموندهیل برگزار می شود ، تمامی  ملاحظات اجتماعی و سیاسی را کنار گذاشت ، .   رضا مریدی در استانه نوروز سعی کرده بود با کمک مجاهدین و سلطنت طلبها یک کار تبلیغاتی برای انتشار تمبر نوروز ، دوباره اعتبار خودش را ترمیم کند .     بسیار ی از ایرانیها به این دلیل از مریدی حمایت کرده اند که ایرانی بوده است . یعنی در صورتی که یک ایرانی سالم و دلسوز به حقوق جامعه ایرانی حضور داشته باشد وی حمایت بسیار کمی خواهد داشت .
شرکت 300 تا 500 نفر ( روایت مختلف )  به فراخوان رضا مریدی در شهرریچموند هیل با 200 هزار جمعیت و 20 هزار ایرانی تبار ، یعنی بی اعتباری کامل سیاسی رضا مریدی و طیف هوادار وی شامل مجاهدین - حزب کمونیست کارگری - شاهی ها - سکولار ها - سازمان چریکهای فدایی ( تورنتو ) - را ه کارگر ( تورنتو ) - گروه شبه نظامی صهیونیستی " دوباره هرگز " می باشد .
حتی یک ایرانی و یا کانادایی برای فراخوان مریدی که از سوی 3 نماینده  مجلس استان طرفدار رژیم ناقض حقوق بشر اسرایل ( دیوید زیمر- دکتر هلنا جکز و مارتا گیلا ) به این تظاهرا ت نیامده بود .
این یعنی اینکه رضا مریدی نه تنها رهبر جامعه ایرانی در ریچموندهیل نیست حتی اعتبار سیاسی برای اوردن مردم در شهر ریچموندهیل در روز تعطیل را ندارد .
نشریه سلام تورنتو شهروند در این سالهای اخیر سعی زیادی در اعتبارسازی برای مریدی کرده بودند و سعی می کردند وی را رهبر جامعه ایرانی قلمداد کنند
مقامات سیاسی کانادا - امنیتی ها و تحلیل گران کانادایی بااین تظاهرات  قدرت بسیج مریدی و نیروهای اپوزیسیون ایرانی در کانادا را دریافته اند .

پاسخ اینکه  رضا مریدی رسما رهبری جبهه اپوزیسیون ایرانی در کانادا شده ا ست   ، حتی اگر اپوزیسیون انرا بپذیرد ، چندان دشوار نیست .   هر چقدر اپوزیسیونی که حول محور مریدی با حمایت لابی اسراییل در کانادا  شکل گرفته است ، در نزدجامعه ایرانی و سیاستمداران کانادایی اعتبار دارد ، رضا مریدی هم الان در روز اول جون 2015 اعتبار خواهد داشت .


بسیاری از ایرانی ها مخالف دیکتاتوری خمینی و دیکتاتوری مذهبی در ایران هستند ولی بسیاری از این مخالفان مسلمان هستند و بااین جریانا ت یا غیر دمکرات ، مرزبندی دارند  . بسیاری از این جریانات ضد اسلام و همسو با رژیم ناقض حقوق بشر اسرایل که همواره قطعنامه های سازمان ملل را نپذیرفته است و صدها بمب اتمی دارد

تغییر نقش مریدی از یک چهره علمی سیاسی  حزبی کانادایی به    نقش رهبری اپوزیسیون  در کانادا یک حرکتی بود که با توجه به مطالعه رفتارهای سیاسی مریدی در دوران اقامتش در کانادا از 1991 ، یک قمار سیاسی اجتماعی بود .
رضامریدی عموما محافظه کارانه برخورد کرده بود . تا سال 2006 به هیچ وجه حتی یک مقاله در نقد جمهوری اسلامی و یا شرکت در یک تظاهرات سیاسی در کارنامه ایشان نیست .   از سال 2009 در جریان جنبش سبز و همزمان با حضور مریدی در محافل صهیونیستی که همه انها بدون اطلاع رسانی انجام شده است . حضور وی در کنار مجاهدین و سلطنت طلبها و حتی کمونیستها که قاعدتا دولت های  سرمایه داری کانادا از شنیدن اسم انها باید کهیر بزنند  پررنگ تر می شود .  به طور مثال حتی یک عکس هم در این موارد در نشریات طرفدار  مریدی نظیر شهروند و سلام تورنتو  و یا در صفحات مجازی وی  منتشر نمی شود .


رضا مریدی از سطح نماینده ای که می توانست مورد اعتماد اکثریتی جامعه ایرانی باشد به فردی که مورد اعتماد چند صد فعال سیاسی هست که هیچ کدام حاضر نیستند با گروه دیگر گفتگو داشته باشند . شاید مرگ خمینی برای دوساعت عامل وحدت این جمع بشدت متتاقض بود و شاید اگر مراسم چند ساعت ادامه پیدا می کرد بین همین گروه ها زدو خورد ایجاد می شد .

چهارشنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۹۴

سیاسی کاری اقا خان -فرقه اسماعیلیه

اقای مریدی نوشته اند با امامهای فرقه اسماعیلیه قراردادی توسط دولت لیبرال انتاریو منعقد شده است . / براستی شاهزاده اقاخان _ پرنس اقا خان - و امامان فرقه اسماعیلیه بر اساس چه سنت اسلامی و یا مذهبی با نخست وزیر همجنس گرای انتاریو که قرار است اموزش سکس ازاد به دانش اموزان کلاس دوم دبستان را یاد بدهد ، ملاقات و قرارداد امضا کرده اند . فرقه اسماعیلیه فرقه ای است که معتقد است مسلمان است . چه خوب بود امامان این فرقه نظراتشان را برای مطلع شدن دیگران هم اعلام بیرونی می کردند .
2- در هیچ از کدام مراکز فرقه اسماعیلیه ( مساجد انها ) در انتاریو حتی یک تابلو که نشان از فرقه اسماعیلیه و یا اسلام داشته باشد نیست . یعنی انها بشدت درون گرا هستند و فرقه گرا . پرنس اقا خان یکی ا ز متحدان هارپر که دشمنی اش با مسلمانان و اسلام اشکار هست ، می باشد .
اینکه این فرقه معتقد است دین از سیاست جداهست بسیارخوب است ولی این کارهای اقا خان همه اش سیاسی هست . 
شاهزاده اقا خان بدلیل میلیاردر بودنش ، عملا در کنار دست راستی ترین نیروهای جهان قرار می گیرد . از هر سو که نگاه کنیم کارهای اقا خان سیاسی هست 

یکشنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۹۴

سومین سال بستن بخش ویزای سفارت کانادا درتهران و فشار محافظه کاران به خانواده ها

سومین سالگرد اعتراض مدنی ما به تعطیلی بخش ویزای سفارت کانادا درتهران
3 three ears pain for Iranian parents , closure of Canada Visa Section in Tehran
سه سال از توطئه دولت دست راستی هارپر برای فشار  به ایرانیان کانادا با بابستن بخش ویزای سفارت کانادا در ماه مه 2012 در تهران گذشت .
امروز در سومین سال   توییتی برای جیسون کنی وزیر مهاجرت وقت کانادا زدم تا یاداوری کرده باشم که ما فراموش نمی کنیم.     به همت بنیاد فرهنگی فروردین با تفاق  چند تن از نیروهای مستقل ایرانی در روز  5 شنبه 24 ماه مه 2012 در ریچموندهیل در محل مهمانی جمع اوری کمک مالی برای کستاس منگاگیس نماینده محافظه کار فدرال ریچموندهیل اعتراض ارام و مدنی کردیم . مایکل پارسا از جیسون کنی خواست که بیرون بیاید و با جمع که درحدود 20 نفر بودیم صحبت کند . جیسون کنی قول داد که در ظرف یک ماه یک جلسه برای جامعه ایرانی در ریچموندهیل برگزار کند . 3 سال گذشت و هنوز هیچ جلسه ای عمومی برگزار نشده است .
2- متاسفانه هیچ کدام از اعضای هیت مدیره کنگره ایرانیان در ان زمان از این حرکت حمایت نکردند .  من خودم تابلو دستم گرفتم . این نوشته برای باداوری به انها یی هست که وظیقه شان را انجام نمی دهند . کسانی که  بجای انتقاد از خود ، از ما که از حقوق جامعه ایرانی به مدنی ترین شیوه اقدام کردیم ، نصیحت می کنند که  که کارهای من ببیشتر قعال اجتماعی سیاسی هست تا خبرنگاری . بله اگر انها این اعتراض را کرده بودند انوقت من محبور نبودم پلاکار د دستم بگیرم در حالی که روابط ما و تلویزیون ما با جیسون کنی بسیار خوب بود . اکر این دوستان کارشان را کرده بودند ان روز من جلوی دوربین از جیسون کنی سوال می کردم .  ان روز بچه های فنی تلویزیون ما در داخل ختل شرایتون مشعول  ضبط مراسم بودند . .اگر ا ن روز انها از این جریان پیشرو حمایت کرده بودند و یا حضور داشتند الان دیگر نیاز نداشتند که برای حضور کاندیداهایشان در هیت مدیره کنگره بعداز 3 سال ، با بی اعتنایی اکثریت جامعه ایرانی روبرو شوند .  در سیاست زمان درست برای دفاع از حقوق مردم همیشه پیدا نمی شود . نیاز به صداقت - اگاهی سیاسی و شهامت نه گقتن در برابر نظام حاکم را دارد .


عکس ها : سعید سلطانپور - راه حل 

جمعه، خرداد ۰۱، ۱۳۹۴

سرنوشت کنگره سیاسی ایرانیان در کانادا

ان زمان که در جلسه ای برای بررسی انتصاب سوال برانگیز رضابنایی در کنگره سیاسی ایرانیان کانادا در پریا و در ای میلی به دوستان گفتم مجاهدین نیامده اند که بروند ، تنها جایی که برایشان امکان وجود و بقای سازمان دارد ، این تشکیلات هست .  ما در این مدت سکوت کرده ایم که در سرنوشت شکست خورده کنگره ایرانیان که به دلیل حضور همان ادمهای انجمن ایرانیان در دهه 90 ، حتمی است ، را به حساب ما ننویسند. امروز با خبر شدم که جناح مجاهدین -شاهی ها مقابل کمپین من ایرانی هستم 400 نفر عضو گیری کرده اند . و این طرف راکیش کرده اند . حالا با این حساب کنگره می شود 1600 نفر و نمی تواند به حد نصاب لازم برای مجمع عمومی برسد .   نیاز به جلسه فوق العاده دارد که مجاهدین چون تشکیلاتی هستند نیروهایشان را می اورند و بازی را می برند .
حالا این دوستان که مردم را برای عضویت در کنگره دعوت می کنند چگونه می توانند نیروهای خودشان را در روز رای گیری بسیح کنند و چگونه می توانند از رای ها با توجه به حضور نیروهای طرفدار جریان مجاهدین ( رضا بنایی ) به عنوان ناظر ، حفاظت کنند . دوستی که در شهروند می نوشت در حالیکه خود شهروند یکی از عوامل حامی جریان وابسته هست ، از خود این دوگانگی را نپرسید .؟ بنظر هر دو جناج تلاششان برای کنترل کنگره است . کنگره ای که با چند صد نفر و جناجی شدن تمام نیرویش صرف خنثی کردن یکدیگر شده است ، تنها به بی اعتمادی جامعه ایرانی از سیاست دامن خواهد زد . 

شنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۹۴

شرکت در کنفرانس 3 روزه سیاست خارجی کانادا - سنت ها و تغییرات - تورنتو ماه مه 2015

روز 4 شنبه 13 ماه می  تا جمعه 15 ماه  می  2013 - به مدت 3 روز کنفرانس سیاست خارجی کانادا "سنت ها  و تحولات " به همت مرکز بیل گراهام در کالج مسیحی ترینیتی ( تورنتو ) برگزارشد .
جلسات بسیار مفید ی بود به این دلیل که از هر 3 طیف سیاسی کانادا بغیر از سبزها در جلسات مختلف سخنرانی حضور داشتند .
ثبت نامش 200 دلار بود که برای اقلیت ها گران بود باضافه اینکه 3 روز هم نباید کار می کردم .  البته برای دانشجوها 30 دلار بود و متاسفانه هیچ دانشجوی ایرانی  حضور نداشت . حداقل  برای کسانی که می خواهند  حالا یا بعدا نامزد نمایندگی مجلس شوند برایشان مفید بود.
در کل کمتر کسی می توانست از سیاست خارجی هارپر دفاع کند .
در روز 5 شنبه جلسه ای در ارتباط با حضو ر کانادا در افغانستان و عراق و داعش و سوریه بود.  در اخر با تشکر از پنل بخاطر اطلاعاتشان  یک سوال کردم که با توجه به شکست نظامی ناتو و کانادا در افغانستان که بیش از 25 میلیارددلار و 108 کشته برای ما خرج داشت و یا 400 میلیون دلار بمباران 6 ماهه لیبی علیه قذافی و بی سامانی در لیبی و مهاجرت اجباری 20 درصداز مردم لیبی بخاطر درگیری ها و با توجه به اینکه امریکا به عنوان نماینده پست لیبرالیزم در این دخالت ها شکست خورده و د ر داخل هم بخاطر اختلاف عمیق نژادی طبقاتی ، عملا باعث دور شدن شرق از غرب شده است ، نظرشان را خواستم
پاتریک گراهام  Patrick Graham   خبرنگار سفید پوست  اخمهایش توی هم رفت .  گفت شما چرا فیلم می گیری ؟ گفتم برای یوتویبوب یگی از حضار گفت دوربین کس دیگری هم هست . گفت اخر شده که قسمتی از سخنان دوستان ما را انتخاب کرده اند که باعث مرگشان شده است .  . پاتریک گراهام  حرفهای من را در کل تایید کرد ولی سفیر کانادا در سازمان ملل paul Heinbecker پل هاینبکر  در دوران تصمیم حمله به لیبی گفت که اینکار درست بوده و این کار باعث شد که 27 هزار غیر نظامی تلفات نداشته باشد .  من بحثی نکردم.  تا نشستم جلسه تمام شد از طرف  کنفرانس گفتند لطفا فیلم برداری نکنید . گفتم شما که  اعلام نکرده بودید که نمی شود فیلم برداری کرد . گفتم ضبط چه طور ؟ گفتند متاسفانه ان هم نمی شود . گفتم باشه ولی مگر جلسه عمومی نیست  گفت اری خودمان اینها را پست می کنیم . یک باری از روی دوش ما برداشتند .  البته یک توییت کردم به موسسه شان گفتم سانسور کار غیر اخلافی است .
وسایل را در ماشین گذاشتم .  تجربه من به عنوان خبرنگاری که رپرتاژ اگهی تهیه نمی کند و از جایی هم حقوق نمی گیرد ،  نشان می دهد که  در کانادا هم اگر علیه سیستم - نظام موضع داشته باشی سعی می کنند ساکتت کنند  و یا بایکوتت کنند . .  این سانسور بد مرضی است که شرق و غرب و دانشگاهی و نظامی ندارد .
در این پنل دکتر لمانی H.E. Mkhtar Lamaniنماینده اتحادیه عرب در مسله  داعش پرداحت دکتر لمانی  که کانادایی مراکشی هست    کرد
سخنران دیگر پروفسور جک کانینگهام بود که در مورد دلایل شکست عملیات افغانستان صحبت می کرد . Jack cunningham



جمعه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۹۴

بحران نشریات فارسی زبان در تورنتو

یک شاخص اعتبار جوامع دمکراتیک ، رسانه ها ی ان هست . روزهای 5 شنبه صبح مجلات هفتگی فارسی زبانان در تورنتو توزیع می شود . بعداز 30 سال هنوز  جای مشخصی ندارند . قبلا در داخل مغازه ها بودند حالا برخی از مغازه دارها بیرون مغازه شان اجازه می دهند مجلات مختلف را بگذرانند.  این عکس  ها زا جمعه 15 ماه می ساعت1:30 بعدا ز ظهر در پلازای ایرانیان گرفتم . هنوز بخش قابل توجهی از مجلات " شهروندو ایران استار و سلام تورنتو و جوانان و دنیای ورزش و شهر ما و ایران جوان " با اینکه مجانی هستند برداشته نشده است .   اشکال از کجاست ؟ جامعه  ایرانی که رسانه ها را جدی نمی گیرد و یا رسانه ها  که مجانی هستند و اکثر حجم مجله از صفه رو تا پشت و داخلاگهی هست  تا مطالب مربوط به جامعه ایرانی و بحث های جدی  مربوط به جامعه ایرانی در کانادا ؟
نسل جوانتر ایرانی تقریبا این نشریات را نمی خواند بخشی چون فارسی بلد نیستند بخوانند . بخشی علاقه ای ندارند زیرا مسایل مربوط به جوانان در ان نیست و با مطالب بیگانه هستند .  ایا راهکاری هست ؟

چهارشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۹۴

دادگاه مرد پاکستانی تبار در تورنتو باتهام تروریستی

مرد پاکستانی جهانبار مالک که به اتهام قصد انفجار سفارت امریکا در تورنتو دستگیر شده است ناگهانی تصمیم گرفت که در دادگاه شهادت ندهد -
,تمامی شهادت دادگاه بر اساس یک پلیس مخفی ار سی ام پی کانا دا هست که نامش فاش نمی شود .
مالیک به لیبی سفر کرده بود . وی چندین حساب فیس بوکی و توییت داشته است و علیه شییعیان موضع داشته است . مالک در دادگاه گفت وی شیعیان را مسول اتفاقات می داند ولی همه را یکی نمی داند . اگر وی جواب دادگاه پناهندگی را که وی در ان محاکمه می شود ندهد ممکن تا 100 هزار دلار و 5 سال
زندان جریمه شود . دادستان تقاضای اخراج مالک به پاکستان را که در سال 2004 به عنوان دانشجوی ریاضی به دانشگاه یورک تورنتو امده بود ، و در سال 2009 اقامت گرفته بود را نموده است .
rahehal tv

Jahanzeb Malik, man accused of Toronto bomb plot, decides to stop testifying

The Canadian Press Posted: May 12, 2015 3:44 PM ET

قاضی انتاریو به نفع یک سیاه پوست مسلمان علیه 6 پلیس تورنتو رای داد

قاضی فدریک میرس  ، مستقل و شجاع و حق جو در قوه قضاییه کانادا  Justice Frederick Myers
قاضی به شکایت یک پناهنده سودانی  موتاز المردی  Mutaz Elmardy  که پلیس تورنتو  وی را بدون دلیل نگه داشته و ورا دستبند زده بودند رای داد . وی پلیس تورنتو را به پرداخت   27 هزار دلار خسارت محکوم کرد . قاضی گفت  افسر پلیس عدالت خیابانی را اجرا کرده است .
نکته مهم این است که این فرد پناهنده سیاه پوست هیچ شاهدی هم نداشته و 6 پلیس تورنتو شهادت دروغ به نفع همکارشان داده بودند که در نیروی پلیس یک امر متداول هست .  المردی از مسجد به منزلشان می رفته است که پلیس ها دور می زنند ووی را متوقف می کنند .
البته از وکیل وی  Andrew MacDonald اندره مک دونالد نیز که چنین پرونده ای را قبول کرده بود باید تقدیر کرد . هر وکیلی حاضر نیست خودش را با پلیس درگیر کند و مشکلات برای خودش بپذیرد مگر اینکه به کارش و عدالت و حقوق بشر باور داشته باشد
l
Sudanese man wins $27,000 in carding lawsuit against police
Judge blasts TAVIS officer who “administered some street justice,” after a former refugee “carded” in Moss Park was illegally detained and punched in
Calling the conduct of six police officers “shocking,” Ontario Superior Court Justice Frederick Myers awarded Mutaz Elmardy $27,000 in damages following a January 2011 incident.


Calling the conduct of six police officers “shocking,” Ontario Superior Court Justice Frederick Myers awarded Mutaz Elmardy $27,000 in damages following a January 2011 incident.

By: Wendy Gillis News reporter, Published on Tue May 12 2015
A Sudanese refugee “carded” by police in Moss Park was randomly stopped, unlawfully arrested, and twice punched in the face by a Toronto police TAVIS officer who “took the law into his own hands and administered some street justice,” a Toronto judge has ruled.
Calling the conduct of six police officers “shocking,” Ontario Superior Court Justice Frederick Myers awarded Mutaz Elmardy $27,000 in damages stemming from a January 2011 incident that began when the then 38-year-old man — an “innocent member of the public,” Myers said — was stopped by police while walking home from a mosque.
Myers found that Elmardy — who sued Const. Andrew Pak and the Toronto Police Services Board — had endured an unlawful arrest and search, an assault by Pak, and then was left handcuffed outside in -10C weather with an unzipped jacket and no gloves for up to 25 minutes, for no apparent reason.
All details in this story are from the judge’s ruling.
At the trial, Elmardy testified that he left Sudan for Canada in 2005, believing he would have rights here like everyone else. He said he came to the country “to feel the law.”
Myers wrote that he was moved by this desire and compelled to condemn the police actions that have disillusioned Elmardy.
“Perhaps one has to experience corrupt government and lawlessness to consciously feel the well-being that comes merely from being present in a country in which the rule of law matters and all are equal before and under the law,” Myers wrote in his May 7 decision.
“That police officers shattered Mr. Elmardy’s feeling of the law strikes at the rule of law itself and requires condemnation by the court.”
Const. Pak could not be reached for comment Tuesday. Mark Pugash, spokesperson for the Toronto police, said a recent probe by the Office of the Independent Police Review Director found Elmardy’s complaints against Pak were unsubstantiated.
“The legal responsibility to investigate the complaint was carried out by the OIPRD,” said Pugash, meaning no further probe was required.
The Star could not obtain the OIPRD decision. Rosemary Parker, spokesperson for the OIPRD, said that because of privacy legislation, the agency only comments on decisions that have found serious misconduct and where a hearing was held.
An investigation that finds a complaint unsubstantiated will not be made public, she said. “You won’t ever receive it from us.”
David Gourlay, who represented Pak and the police services board, said no decision has yet been made about an appeal of Myers’ ruling.
Mike McCormack, president of the Toronto Police Association, did not want to comment extensively on the ruling until an appeal decision was made, but noted the civilian probe exonerated Pak.
“We are concerned about the comments in the decision, but the OIPRD did clear this officer after a lengthy investigation,” he said.
The “carding” incident — when officers stop, question and document people not suspected of a crime — occurred on Jan. 15, 2011, as Elmardy was walking near Shuter and Parliament Sts. after evening prayers at his mosque.
Pak was then assigned to the Toronto Anti-Violence Intervention Strategy team, known as TAVIS, a provincially funded unit aimed at combating gun violence. Pak testified that he stopped Elmardy after he “seemed to follow” his police car as he was driving by.
According to the ruling, Pak thought he should speak to Elmardy and run his name through the computer because of a “hunch” that he might have bail or other conditional sentence issues.
The officer testified that TAVIS is responsible for self-generating work, including investigating, talking to people, showing a presence in the community, and carding people in high-risk areas. Pak said that he tried to fill out as many cards, known as 208s, as he could, to show he was interacting with people as required in his position, according to the ruling.
Elmardy claimed at the trial that Pak asked him where he was going, prompting him to ask why he needed to know. The officer testified that Elmardy was immediately uncooperative and swore at him, displaying verbal aggressiveness that the officer said typically tells him the person did something wrong.
Shortly after Pak stopped the car, a physical fight ensued. Pak claimed he believed Elmardy had a weapon, based on his stance and the fact that his hands were in his pockets, and went to arrest him. Elmardy said his hands were in his pockets because he had no gloves.
Elmardy said Pak then punched and kicked him, causing bruising and swelling to his face and injuries to his abdomen. Myers found Elmardy “exaggerated” his injuries, but ruled that Pak punched him twice in the face. Elmardy was then left lying on his back on what he claimed was an icy deck for up to 25 minutes while officers ran his name, a detention Myers said was unjustified.
“The police had no right to detain Mr. Elmardy for carding alone. Nor does the act of walking outside with one’s hands in his pockets on a cold night in Toronto in January near Moss Park provide a reasonable basis to suspect that a person is carrying a weapon.”
Though Myers defended the officers’ right to speak with members of the public, he also said Elmardy has a right to decline to speak to the police, even in a hostile manner.
“One who is not being investigated for criminality is allowed to walk down the street on a cold night with his or her hands in the pockets and to tell inquisitive police officers to get lost without being detained, searched, exposed to sub-zero temperatures, or assaulted.”
Myers lambasted Pak, his cruiser partner and four other officers on scene for apparently not knowing this.
“It is therefore important for (the Toronto Police Service) and Constable Pak to hear it from the court, and to hear it in a manner that bespeaks the court’s disapproval and shock that such conduct might be considered acceptable in 2011,” Myers wrote.
Elmardy claimed in his lawsuit that he was racially profiled, but Myers found there was no evidence that the decision to stop him was based on his race. He also said his decision made no findings on the constitutionality or wisdom of “carding.”
“Whether carding is a useful policing policy or just serves to increase the risk of hostile interactions between police and innocent members of the public, as appears to have occurred in this case, is beyond my ken.”
Andrew MacDonald, Elmardy’s lawyer, said his client showed “tremendous courage,” challenging police on a case where there were no independent witnesses and no video documenting the incident. In the end, “he got the message that the courts do care.”

دوشنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۹۴

رضا مریدی در اسراییل

رضا مریدی در اسراییل هست.
اگر سفر به اسرایل خوب است پس چرا در صفحات مجازی لیبرال ها و رضا مریدی منتشر نشده است . . ؟ دیدید تحلیل های ما درست بود .
سلام تورنتو و شهروند و مجاهدین و لیبرال ها کلاهشان را بالا تر بگذارند . ایکاش نماینده ایرانی تبار ریچموندهیل یک در هزارم ان خدمتی که به رژیم ناقض حقوق بشر اسراییل و نافی قطعنامه های سازمان ملل و متهم به جنایات جنگی می کند به دانشگاه های ایرانی می کرد . بدنیست بدانید بسیاری از این تحقیق ها از محل مالیات کانادایی ها تامین می شود و بیشترش به نفع اسراییلی ها هست تا کانادایی ها .
اسراییل کانادا ارتباط تکنولوژی بیشتری پیدار می کنند. WRITERSDavid Shamah
David Shamah
Follow or contact:RSSNEWSROOM
Email the NewsroomFacebookTwitterRELATED TOPICS
ISRAEL-CANADA RELATIONSONTARIOCANADA-ISRAEL INDUSTRIAL RESEARCH AND DEVELOPMENT FOUNDATION CIIRDF
When Israelis speak of “America,” it’s usually the United States they have in mind. But there’s another country in (North) America that has worked hard to develop strong tech ties with Israel.
Get the Start-Up Israel's daily newsletter
and never miss our top stories FREE SIGN UP!
Much of the work in fostering ties between Israel and that country — Canada — is being done by the Canada-Israel Industrial Research and Development Foundation (CIIRDF). And this week, the group announced that it has established a new program to foster joint projects between Israel and the Canadian province of Ontario.
To help the project along, Ontario’s Minister of Research and Innovation Reza Moridi is currently visiting Israel. This week he met with top figures in Israel’s high-tech ecosystem, as well as with government officials, including Chief Scientist Avi Hasson.
“Our government recognizes that Ontario’s capacity to compete internationally and to create the jobs of tomorrow depends on collaboration,” said Moridi at a meeting with Hasson Monday. “That is why we welcome this continued partnership with Israel. Connecting companies and researchers in Ontario and Israel will help both jurisdictions become more innovative and productive in a highly competitive global economy.”
Under the new Ontario-Israel Collaboration Program (OICP), Ontario and Israel will further enhance a relationship that began 10 years ago, when the two governments signed a Memorandum of Understanding on tech cooperation. Commenting on the new program, CIIRDF President Dr. Henri Rothschild said that the program was an enhancement of “the proven model of technology-based industrial cooperation. This program delivers significant value to companies, and the Ontario and Israel economy. For example, Ontario firms attribute $52.5 million in new revenues to OICP funding to date. Moreover, participating Ontario and Israeli companies project more than $1 billion in revenues upon the successful commercialization of jointly developed technologies.”
Canada is considered one of Israel’s most important allies; the government of Prime Minister Stephen Harper has been one of Israel’s staunchest international supporters, although that pro-Israel feeling doesn’t necessarily filter down to all Canadians.
Last year, the Ontario branch of the Canadian Federation of Students voted to boycott Israel, and called on Ontario educational institutions to cut their ties with Israeli universities, in condemnation of Israel’s “war crimes” against the Palestinians. In addition, the Canadian Union of Public Employees (CUPE) has — for nearly a decade — supported the BDS movement; it voted overwhelmingly just a few weeks ago to renew its call for boycotts, divestment, and sanctions against Israel.
And a poll last year showed that there were just as many Canadians who supported Palestinian claims against Israel as there were those who supported the country — although, the poll showed, most didn’t have an opinion either way.
But the strong tech relationship Canada has with Israel is doing wonders for both sides, according to the CIIRDF. The organization was established in 1994 under a formal mandate from the governments of Canada and Israel, and since then has financed more than 90 bilateral technology partnerships between more than 160 Canadian and Israeli companies. These alliances have enabled the joint development, marketing and sales of more than 50 new tech products over the past 18 years.
Based on conservative data provided directly by participating companies, said the group, “CIIRDF-enabled technologies have generated a minimum of hundreds of millions in economic value for Canadian and Israeli companies alone over the past decade.”
CIIRDF has established R&D collaboration programs in Nova Scotia and Saskatchewan — and now it’s the turn of Ontario, Canada’s most populous province and the home of large metropolitan areas such as Toronto, Ottawa, and Windsor (across the river from Detroit). Both sides have committed an additional $3 million to establish the OICP, supporting industrial R&D cooperation projects between Israel- and Ontario-based companies.
“The Ontario-Israel Collaboration Program (OICP) leads the way for bilateral technology cooperation between Ontario and Israel,” commented Hasson. “The OICP is a highly effective gateway that enables the Office of the Chief Scientist to connect with ideal technology partners across Ontario, and facilitate cooperative R&D that benefits both jurisdictions. This cooperation is essential to address our shared innovation and economic objectives.”

دوشنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۹۴

جاستین ترودو و اعلام برنامه اقتصادی باتاخیر یکساله


بالاخره بعداز یکسال جاستین ترود و رهبر حزب لیبرال کانادا برنامه اقتصادی خودش را برای طبقه متوسط با حقوق 47 هزار تا 137 هزار دلار اعلام کرد. روایتی هست که وی این برنامه امروز ش را از برنامه اقتصادی اوباما کپی کرده است . ترودو می گوید به هر خانواده با دو بچه یکی زیر 6 سال و دیگری بین 7تا 16 سال ماهی 480 دلار می گیرند . این طرح در اصل توسط محافظه کاران مطرح شد ولی 275 دلار هست .
سوال این هست که بودجه این پول از کجا تامین می شود .؟ ترودوی جوان و بی تجربه دولتی می گوید با مالیات بستن 4 درصدی روی 1درصدی ها ی پولدار.
حرف منطقی است ولی مشکل د راینجاست که این جماعت 1 درصدی و درامد بالای 500 هزار دلاری بدلیل اینکه پول برای مشاوره با وکیل مجرب و حسابدار مجرب دارد ، یک حفره در قانون پیدا می کنند که مانند گذشته مالیات را دور بزنند .
فرهنگ مالیات دهی در کانادا بویژه توسط اقشار ثروتمند کم است فشار روی اقشار پایین و یا میاته هست که مجبورند جور این تعهد مالی را بگیرند . از سوی دیگر این طرح در حقیقت جذب رای های جوان ان دی پی هست که طرفدار مالیات بر سرمایه های کلان هستند .

Justin Trudeau Suggests He Would Raise Taxes For The Wealthy, Corporations

یکشنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۹۴

کنفرانس یکروزه اسلام و خشونت در تورنتو


همانطور که پیشتر اعلام شده است بنیاد سهروردی روز یکشنبه 10 ماه می میزبان کنفرانس یکروزه اسلام و خشونت خواهد بود در شهر تورنتو. میهمانان این کنفرانس دکتر عبدالکریم سروش، دکتر حسین قاضیان و دکتر فروغ جهانبخش خواهند بود.
مکان و زمان برگزاری این کنفرانس یکروزه سالن کنفرانس شهرداری نورث یورک از ساعت 11 تا 17 خواهد بود.
بلیط این برنامه 20 دلار و قابل تهیه در محل بنیاد سهروردی است.

سوم ماه می ، روز ازادی رسانه های گرامی Happy World press Freedom Day



سوم ماه می ، روز ازادی رسانه های گرامی  Happy World  press Freedom Day
در ایران در زمان استبداد سلطنتی قاچار و پهلوی هرگونه نام بردن از خانواده سلطنتی بدون بردن عناوین و سوال از انها خط قرمز بود . در  نظام استبداد روحانیون شیعه هرگونه سوال از ولی فقیه و روحانیت خط قرمزرسانه ها هست .
 زیر ساخت های قوی اجتماعی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی  نیازبه رسانه های مستقل ورسانه ها  نیز نیاز به زیر ساخت های قوی دارد .  یعنی لازم و ملزوم یکدیگر هستند.
درکانادا انتقاد از   اسراییل  و نظام سلطنتی انگلیس خط قرمز هست .  در کانادا هیتی مسول رسیدگی به تیتر خبر ها هستند که از اقلیت های مختلف انتخاب می شوند تا با توجه به حساسیت های قومی خبر ها انتخاب و نوشته شوند .
در رسانه های فارسی زبان در کانادا همه رسانه های فارسی زبان سانسور می کنند .
مثلا رضا مریدی   و زیر لیبرال انتاریو صاحبان اگهی و مشاغل خط قرمز انها محسوب میشوند . سانسور های اینچنینی اترات تخریبی جدی بر وجود گفت و گو بین جامعه ایرانی بر جا گذاشته است . بجای بحث های جدی برای شناخت مشکلات جامعه ایرانی در مهاجرت و ایران ، فرهنگ تملق ، سانسور و سطحی نگری را رواج داده است .
به همین دلیل با اینکه تیراژ رسانه های فارسی نوشتاری و یا مخاطبین تلویزیونی با توجه به افزایش جمعیت زیادتر نشده است . ماندن مجلات هفتگی مجانی در کف بقالی ها و سوپر مارکت ها ی ایرانی یک هشدار برای صاحبان رسانه ها و تجدید نظر در شیوه بازاری نازل می باشد .
خوشبختانه وجود اینترنت توانسته تا حدی جای سانسور در رسانه ها را که نظارتشان بر فساد دولتی و مشکلات و بحران های اجتماعی را جبران کند .

شنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۹۴

کانادا - روز کارگر و شاه سوسیالیست

یادش بخیر
- دوست خوبمان بابک از کانادا رفته بود عراق ، بعد زیر در موردسیاست های رجوی نظر داشت . فرستاده بودنش ترکیه برای اذیت کردن . دوباره از اول پناهندگی را طی کنه . به سازمان ملل و سفارت کانادا گفته بود هر جایی می روم بغیر از کانادا .  همخونه مون توی ترکیه بود . پرسیدم چرا  ؟ بابک  گفت از همان روز اول که در مونترال در پناهگاه ) shelter بودم کار کردم .  سالهای 1990. باید برید کانادا تا بفهمید شاه سوسیالیست بود .    روز کارگر برای صدها هزار کانادایی که نمی دانند امروز روز کارگر هست و صدها هزار مهاجری که برای زندگی حداقلی در استانداردهای کانادا ، هفته ای 60 ساعت بدون بیمه ، بدون اتحادیه برای گذران زندگی مانند اسب کار می کنند .  اگر کارتهای اعتباری نبود و بانکها    براحتی وام خانه نمی دادند و ماشین قسطی نبود ؛ اگر بهداشت مجانی نبود ، انوقت  زندگی و کار در  سیستم سرمایه داری کانادا چهره واقعی سخت خودش را نشان می داد .در کانادا 15 میلیون نفر مالیات بدلیل اینکه درامدی که باید مالیات بدهند نیست ، وجوددارند . ( باب ری - رهبر سابق حزب لیبرال -2012 تورنتو ) .  در کانادا اکثر مردم انقدر کار می کنند که وقتی ندارند از ازادی بیان و تجمع استفاده کنند.
راستی تا یادم نرفته بگم بابک را بازهم به کانادا فرستادند . الان در ونکور زندگی می کند وراننده کامیون هست
دریاچه یخ زده - نیاگارا ان - د - لیک - عکس : سعید سلطانپور